جایگاه تسلیم در سیروسلوک
5ناآشنا بودند، مانند همان شخصی كه آمد و مرحوم سید علی شوشتری را امر به ترك مناصب ظاهری و رتق و فتق امور كرد.
یعنی شما حسابش را بكنید یك عالم بزرگ شیعه، یك فقیه نامدار مانند سید علی شوشتری كه مرجع تقلید اهالی شوشتر و دزفول و بسیاری از شهرهای دیگر حتّی از شهرهای خوزستان بود و در آن زمان، محل مراجعه بود و منزل او محل طرح دعاوی و شكایات بود و حكم او نافذ بود و در میان افراد حكم میكرد و امضایش رسمیت داشت، مطالبش رسمیت داشت، به او ترتیب اثر داده میشد، این مرد بزرگ، با این موقعیت، كه وقتی به نجف آمد و در درس مرحوم شیخ انصاری شركت كرد، افراد خیلی ایشان را نمیشناختند، اشكالاتی كه كم كم شروع كرد به طرح كردن افراد متوجه آن اتّساع علمی و تضلّع علمی ایشان شدند، به طوری كه بعد وفات مرحوم شیخ انصاری شاگردان ایشان كه هر كدام آنها از نقطه نظر علمیت، میتوان گفت كه یك دریایی بودند از مبانی تشیع و تضلّع در مسائل علمی و احتجاجات و هر كدام برای خودشان حوزههایی داشتند از شاگردان و مجتهدین، اكثر شاگردان مرحوم شیخ، مجتهد مطلق بودند؛ شاگردانی مثل میرزای شیرازی، این شاگرد، شاگردِ شیخ انصاری بوده است، شاگردانی مثل مرحوم میرزا حسن آشتیانی كه مرجع تقلید طهران بوده است، وقتی كه آمد در طهران، ایشان تقریباً عالم مطلق ومتفرّد در طهران بوده است، مرحوم میرزا حسن نجم آبادی كه داستانش را در دو سه جلسه گذشته عرض كردم و آن مكاتبهاش را با آن مرد بزرگ و افرادی مثل حاج میرزا حبیب اللَه رشتی و بسیاری دیگر از افراد، حاج میرزا حسین، حاج میرزا خلیل، اینها افرادی بودند كه هر كدامشان یك شیخ انصاری بودند برای خودشان، آنوقت در یك همچنین موقعیتی و در یك همچنین وضعیتی مرحوم سید علی شوشتری شش ماه به جای شیخ انصاری درس را ادامه میدهد، خب ایشان چه كسی باید باشد؟ ایشان چه شخصیتی باید باشد؟ ایشان چه علمیتی باید داشته باشد كه بعد از وفات شیخ میآید در همان كرسی مینشیند و همان درس شیخ را ادامه میدهد و به اعتراف افراد در كیفیت بیان مسائل و احتجاج بر مبانی و ورود و خروج مطلب، مثل خود شیخ است كه دارد ادامه میدهد. این شوخی نیست! آنوقت یك همچنین شخصیتی به امر و دستور یك نفر ناشناس، میآید و آن مناصب را رها میكند و ترك میكند و جلاء وطن میكند و به نجف میآید، خب این از نظر شرعی چه حجّتی میتواند داشته باشد؟

