میزان علم اولیاء الهی
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحيم
وصلَّى اللَه عَلَى سيِّدنا و نَبِيِّنا أبِىالقاسِمِ مُحَمَّدٍ و عَلَى آلِهِ الطيِّبينَ الطّاهِرينَ
واللّعنَة عَلَى أعدائِهِم أجمَعينَ
واقعیت مرضیه الهی است. و این نكته، نكتهای است كه ما را به یك مسأله فطری و عقلانی میرساند. صرف نظر از تعبّد شرعی، یك مسأله، مسأله عقلانی و فطری است كه انسان باید با واقع؛ خود را تطبیق بدهد و با مصلحتی كه برای او مقدّر است، خود را تطبیق بدهد. و بنا بر روش ممضی و مبنای عدلیه و إمامیه، افعالی كه انسان بر طبق دستور آمر و دستور شارع، انجام میدهد باید با مصلحت او منطبق باشد. اللَه بختكی نیست كه همینطوری یكی بیاید و یك مطلبی را به عنوان اینكه امام یا پیغمبر است و ما باید تبعیت كنیم مطرح كند. نخیر این حرفها نیست.
مطلبی كه پیامبر از ناحیه پروردگار مطرح میكند و انسان ملزم به اطاعت آن مطلب است، باید مطابق با مصلحت شخصیه انسان باشد. اینكه میگویند انسان باید مصلحت خود را فدای مصلحت جامعه كند، این حرفها همه كشك است! انسان برای خودش یك پروندهای دارد. هركسی در این دنیا برای خودش یك پروندهای دارد، یك حساب و كتابی دارد، یك آمد و شدی دارد، یك بیا و برویی دارد. به چه دلیلی انسان باید خودش را فدای مصلحت جامعه بكند بدون اینكه مصلحتی و منفعتی بر او مترتّب بشود؟ یعنی چه؟ برای چه؟ چرا من خودم را فدای جامعه كنم؟ و هیچ چیزی هم گیرم نیاید! حالا یك وقت یك چیزی به نفع انسان است؛ به یك مرتبهای میرسد، مورد لطف الهی قرار میگیرد، مورد رحمت الهی قرار میگیرد، ارتقاء مقام پیدا میكند، اشكال ندارد، خیلی موارد اتفّاق میافتد. مثلًا فرض كنید دفاع از امام معصوم واجب است، یعنی اگر یك وقتی امام معصوم جانش به خطر بیافتد، بر تك تك افرادی كه در آن حوزه هستند، در اطراف امام هستند، واجب است كه خود را فدای حیات امام معصوم كنند، اشكال ندارد، خودشان را فدا میكنند و بعد هم به آن مرتبهای كه باید برسند، میرسند. زهی سعادت! كور از خدا چه میخواهد؟ همین را میخواهد دیگر. آدم میخواهد بیاید به همان مرتبهای كه مقدّر شده برسد. زهی سعادت، شانس و اقبال میخواهد كه نصیب یك فردی بشود كه خود را فدای امام معصوم میكند. اما اگر نه، یكی دیگر غیر امام معصوم باشد، بگویند آقا بیا خودت را فدا كن، برای چه فدا كنم؟ خودت برو فدا شو اگر راست میگویی! چه دلیلی دارد كه بدون دلیل یك نفر خودش را فدای یك كس دیگر بكند، بدون پاداش! بدون عوض! بدون مقابله! بدون هیچی! بگویند

