میزان علم اولیاء الهی
5حالا چه برسد به اینكه مسأله مسأله مسلّمی و مشخّصی باشد، قرائن و شواهد بر این مسأله حكایت كند كه دیگر خلاصه مسأله تمام است و آن دیگر به یك مرتبه بالاتر مربوط میشود. حتّی اگر امام هم نفرماید، چون گاهی اوقات امام علیهالسّلام مسائلی دارد، حیا میكند، شرم میكند، عزت نفس دارد، مناعت طبع دارد، كرامت نفس دارد، او نمیآید به افراد بگوید بیایید از من دفاع كنید و خونتان را بریزید. هیچ وقت امام این حرف را نمیزند! خود انسان وقتی این مطلب را احساس میكند و میفهمد باید در این مقام برآید و جان خود را فدا كند.
مانند حبیب بن مظاهر كه به اتفّاق یكی دیگر از اصحاب، موقع قرائت نماز ظهر آمدند و پشت خود را به سمت امام و روی خود را به سمت لشكر كردند تا اینكه این تیرهایی كه میآید، متوجه آنها بشود، داریم كه اینها وقتی كه تیر میآمد و میخواست از كنار شانه اینها رد بشود، اینها شانهشان را میآوردند اینطرفتر كه تیر به شانهشان بخورد و به امام نخورد و باید هم این كار را میكردند و همین كار را هم كردند كه شدند حبیب بن مظاهر. شدند دربان امام حسین علیهالسّلام. چه كسی به این مقام میرسد؟ مگر كسی به این مقام میرسد؟ مگر كسی به این رتبه میرسد؟ امام ایستاده دارد نماز میخواند، باید حمایت كرد، باید حفظ كرد، باید حراست كرد، باید حراست كرد.
یكی هم بود كه یك قضیهای از او تعریف میكنند لابد راست است دیگر، میگفت یا لیتنی كنت معكم، فأفوز فوزاً عظیماً یك شب در خواب دید كه صحرای كربلاست و امام گفتند بیا بایست ما میخواهیم نماز بخوانیم. آن هم تا دید دارد تیر به سمتش میآید، كنار رفت و تیر به شانه امام خورد. دید یك تیر دیگر هم آنطرفتر میآید، دوباره یك چرخشی كرد ...، تیر بعدی دوباره حركت كرد. یك دفعه دید به جای اینكه او بیفتد امام بر زمین افتاد! طرف از خواب بلند شد و گفت تكلیفمان را فهمیدیم ... این یا لیتنی گفتنها، اینها همه كشك و پشم بود و به او نشان دادند.

