
میزان علم اولیاء الهی
میزان علم اولیاء الهی
37الصافات، ١٠٢ در خواب دیدم كه دارم تو را ذبح میكنم. چه چیزی را دارد ذبح میكند؟ حضرت اسماعیل را! نه یك جنایتكار را، نه یك آدم كش را، نه یك مهدورالدّم را. حضرت اسماعیل چه گناهی كرده كه حضرت ابراهیم باید او را ذبح كند؟ نمیگوید در خواب دیدم كه دارم ادای ذبح را در میآورم. أذبحك! سرت را دارم میبرم! این حرفها چیست؟ سر را اینجا میگذارد، بدن را هم اینجا میگذارد! این، أَذْبَحُكَ است. حالا هی بیاییم هی تأویل و توجیه ... نه آقا أَذْبَحُكَ! هان! چاقو! چاقو هم كه میدانید چیست؟! چاقو و گردن كه هیچ با هم دیگر همخوانی ندارند و نمیسازند. گفت اتفّاقا با هم میسازند! گفت خربزه و عسل نخور با هم نمیسازند، گفت ساختند دارند پدر من را در میآورند!
این چاقو و این هم گردن، أَنِّی أَذْبَحُكَ چه كسی این كار را میكند؟ پیغمبر خدا این كار را میكند. پیغمبر خدا كه بیشتر از همه باید به واجبات ملتزم باشد، از محرّمات دوری كند، مكروه به جا نیاورد، مستحب را انجام بدهد. یك وقتی با مرحوم آقا دیدن یكی از علمای قم كه خیلی هم فرد معروفی است و هنوز هم در قید حیات است رفته بودیم. نشسته بودیم، ایشان از شاگردان علّامه طباطبایی بوده است. تعریفی كه از علّامه طباطبایی ایشان كرد این بود كه: از ایشان ترك اولیای نه در خلوت و نه در جلوت متمشّی نیست، یعنی نه اینكه علّامه طباطبایی واجبات حالا به حساب خودش بنده خدا خواسته تعریفی بكند، خدا خیرش بدهد را انجام میدهد و محرمات را ترك میكند، نه اینكه مكروهات را ترك میكند و مستحبّات را انجام میدهد، حتّی در اولویت دو مسأله نسبت به هم، آن طرف راجح را میگیرد اینقدر ایشان دارای مقام و مرتبه و تقوا و صلاحیت است. ما وقتی كه از منزلشان بیرون آمدیم، ایشان گفت: این برای علّامه طباطبایی تعریف شد؟! تعریف شد؟! حالا علّامه طباطبایی كه یك همچنین وضعیتی دارد، حضرت ابراهیم، در چه موقعیتی قرار دارد؟ در چه وضعیتی قرار دارد؟ در چه ارتباطی قرار دارد؟ مگر نباید خودش اولین كسی باشد كه به همان شریعتی كه آورده عمل كند؟ هان؟ آیا در شریعت حضرت ابراهیم قتل نفس مؤمنه و محترمه حرام نبود؟ این كه از اوّل حرام بود. از زمان آدم این مسأله در آیه قرآن داریم این حكم، حكمِ مستمری بوده است. چرا حضرت ابراهیم، در خواب دید كه ذبح میكند و خواب را هم حكم الهی دید؟ چون اگر حكم الهی نبود دست بچّهاش را نمیگرفت. اگر این خواب خواب شیطانی بود، اگر این خواب مال بخار معده بود، اگر این خواب مال تخیلات و این حرفها بود، دست بچّهاش را نمیگرفت در قربانگاه منی بیاورد. پس این خوابی كه دید، این چه بود؟ وحی بود. البتّه وحی در خواب هم پیدا میشود، همانطور كه بنده توضیح دادم، در بیداری هم پیدا میشود. وحی هم واجب الاطاعه است. چرا خدا گفت باید اسماعیل كشته شود؟ این كه حكم خلاف شرع است. خلاف است غیر از این است؟ چه كسی جواب دارد؟ بیاید جواب بدهید. نفس محترمه، آن هم حضرت اسماعیل، آیا حرام نیست؟ حرام است! چرا حضرت ابراهیم، به این عمل حرام مبادرت كرد؟ و چرا به خدا
