میزان علم اولیاء الهی
11آثارش، پروردگار است و معلولاتش. پس این علم پروردگار به مخلوقات تعلّق میگیرد. وقتی به مخلوقات تعلّق گرفت به آن كارهای مخلوقات و آثار آنها و حركتهای آنها و اطوار آنها و آنچه را كه اینها بایستی انجام بدهند، البتّه آنهایی كه دارای تكلیف هستند. خیلی مخلوقات دارای تكلیف نیستند، مثل جمادات و اینها ... با آنها كار نداریم.
یكی از مخلوقات پروردگار انسان است. این علم پروردگار به انسان و به تكلیفی كه به انسان تعلّق میگیرد، چه وقتی تعلّق گرفته؟ از وقتی كه خدا بوده است. آنوقت كه دیگر پیغمبری نبوده، پیغمبری وجود نداشته، امامی وجود نداشته، اینها كه همه مخلوقند، نعوذباللَه خالق كه نیستند، در عرض پروردگار كه نیستند، در رتبه طولی قرار دارند و صحبت ما این است كه در همین رتبه طولی كه ذات پروردگار در رأس هرم قرار گرفته و بقیه ظهورات او در مرتبه مادون تا میرسد به این قاعده هرم كه این عالم ماده است، در آن رأس هرم یا رأس مخروط، چه حقیقتی واقع شده است؟ آن عبارت از ذات پروردگار و علم اوست، علم او به چه چیزی؟ به تمام این سلسلهای كه از ناحیه ذات پروردگار در عوالم ربوبی و در عوالم غیب و در عوالم مجردّه تراوش میكند تا میرسد به ادنیالعوالم كه همین عالم مادّه و عالم ملك و همین چیزی است كه ما داریم مشاهده میكنیم.
پس در وقتی كه ما نبودیم خدا میدانسته كه ما خواهیم آمد. در وقتی كه شریعتی هنوز ابلاغ نشده بود، خدا این شرایع را در لوح محفوظ تقدیر كرده بود. در آنجا این شرایع تقدیر شده بود. و منظور از وقت، زمان نیست، چون خود زمان معلول است، زمان خودش بر خلاف آنچه كه گفته میشود، یك امر واقعی خارجی نیست، یك امر اعتباری است و زمان چیزی نیست، جز احساس مرور و احساس عبور، به این زمان گفته میشود. لذا این زمان تفاوت میكند در حالات انسان این مسأله متفاوت است. این مطلب قبل از اینكه ما به دنیا بیاییم، تكالیفی كه باید انجام بدهیم، این تكالیف نوشته شده است. قبل از اینكه ما بخواهیم پا به عرصه وجود بگذاریم، شریعتهایی كه خداوند متعال برای بشر تدوین كرده است، این شرایع همه نوشته شده بود. كجا نوشته شده بود؟ در لوح محفوظ، در آنجا این مسأله وجود داشته است.

