
میزان علم اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
میزان علم اولیاء الهی
7حال علم یعنی چه؟ این علم به چه چیزی تعلّق میگیرد؟ این علمی كه شما دارید نباید یك معلومی داشته باشد؟ بنده علم دارم، به چه چیز علم دارم؟ بگویم خودم نمیدانم! نمیدانی پس چه میگویی علم دارم؟ اگر علم داشته باشیم پس این علم ما باید یك معلومی هم داشته باشد، حالا یا معلوم خارجی یا معلوم نفسی كه آن فرقی نمیكند. بنده علم دارم به صفاتی كه در خودم هست؛ این صفات، صفاتِ نفسی است، خارجی نیست. یا بنده علم دارم به افرادی كه اینجا نشستهاند، این معلوم خارجی میشود و معلوم بالعرض. این علمی كه پروردگار دارد، این علم، به چه چیزی بوده است؟ علم به مخلوقات خودش داشته است. علم به مخلوقات خودش داشته در حالی كه مخلوق خارجی وجود نداشته است، یعنی علم در ذات پروردگار در مرتبه متقدِّم بر معلوم خارجی است.
ما این موقع، در این دنیا ظهور و بروز پیدا كردیم و هیچ كدام از ما صد سال پیش نبودهایم. ظاهراً آن طوری كه بنده مشاهده میكنم، هیچكدام نبودهایم، پنجاه سال پیش را نمیدانم، پنجاه سال پیش كه چرا! خود بنده بودهام. ولی فرض كنید كه در دویست سال پیش كه نبودیم. ما بایستی كه در این برهه از زمان وجود خارجی پیدا كنیم. افراد دیگر در ده سال دیگر وجود خارجی پیدا كنند. افرادی در ده سال پیش ... و همینطور تمام خلایق اینها بر حسب اراده و مشیت قاهره پروردگار باید در یك ظرف خاص وجود خارجی خودشان را داشته باشند. حالا علم پروردگار كه ما گفتیم این علم مساوی با ذات است و هیچ آنی نمیشود تصوّر كرد كه ذات پروردگار از علمش جدا باشد، میشود تصوّر كرد؟ نمیشود دیگر. این لازمهاش جهل است ما هم كه جهل را در ذات پروردگار نمیپذیریم. پس معلومِ علم پروردگار نسبت به ذات خودش چه چیز بوده؟ به چه چیز علم داشته؟ پروردگار به چی علم داشته؟ معلومش چه بوده؟ مشخص است دیگر خلائقش بودهاند. چون غیر از پروردگار و غیر از خلائق پروردگار، ما چیزی نداریم. پروردگار است و مخلوقاتش. پروردگار است و آثارش، پروردگار است و معلولاتش. پس این علم پروردگار به مخلوقات تعلّق میگیرد. وقتی به مخلوقات تعلّق گرفت به آن كارهای مخلوقات و آثار آنها و حركتهای آنها و اطوار آنها و آنچه را كه اینها بایستی انجام بدهند، البتّه آنهایی كه دارای تكلیف هستند. خیلی مخلوقات دارای تكلیف نیستند، مثل جمادات و اینها ... با آنها كار نداریم.
