
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
7بله، پیش انسان میآیند، مواردی اتفّاق افتاده كه پیش انسان آمدهاند و مطالب خلافی را گفتهاند و انسان، طبق آن خلاف، حكم كرده، قاضی حكم كرده است، قاضی تقصیر ندارد، چه كار كند، تقصیر ندارد، اطّلاع بر غیب كه ندارد. از آن طرف هم میبیند افراد، افراد موجهی هستند. نمیدانم این قضیه را خدمت رفقا عرض كردم یا نه؟ یك روز مرحوم آقای بیات رضوان اللَه علیه، رحمةاللَه علیه از دوستان ما، و از رفقای مرحوم آقا، از شاگردان مرحوم آقای انصاری، مرد سالك و راه رفته و اهل فهم و اهل رأی و اهل اطّلاع و خیلی از افراد پُر مشاهده و پر مكاشفه بود. ایشان، خیلی وقت پیش در زمان شاه، همان زمانها، از سفر همدان گاهی به منزل ما میآمدند. یك وقت صبح، نشسته بودند و بنده هم نشسته بودم، این قضیه را نقل كردند كه: به اتفّاق مرحوم آقای انصاری رضوان اللَه علیه، استادشان، ما یك سفر به زنجان رفتیم. در زنجان. آن زمان و آن موقع، مرحوم آقای انصاری با آشیخ ملّا آقاجان زنجانی كه نام ایشان در كتاب پرواز روح آمده است رفاقت داشتند، ارتباط داشتند، و رفت و آمد داشتند. ایشان همدان میآمدند، ایشان به زنجان میرفتند. بعداً ارتباطشان قطع شد و این قطع ارتباط به واسطه مخالفتهایی بود كه مرحوم حاج ملّا آقاجان با مسلك عرفان و مرحوم آقای انصاری پیدا كرد كه: این راه معلوم نیست راه منتهی به ولایت باشد! و از همین چرت و پرتهایی كه ماشاءاللَه خیلی هم فراوان است و ... هر دم از این باغ بری میرسد!
آقای انصاری را شما دارید زیر سؤال میبرید آقاجان؟! آخر هرچیزی حساب دارد، همینطور كه آدم نمیتواند سخن بگوید، انسان مسئول كلامش است، همینطوری هرچیزی به فكرت میآید، از آن طرف از زبانت خارج میشود! درست نیست آقا! یك قدری در حرفهایت تأمل كن، این حرفهایت تبعات دارد، تمام حرفها؛ تك تك تبعاتش و مسئولیتّش بر عهده خودِ تو خواهد بود. كمترین شبههای كه در اعتقاد یك نفر پیدا بشود، تو مسئولی! پدرت را خدا درمیآورد! تو را به رو در جهنّم میاندازد! مگر راجع به اولیاء خدا انسان صحبت كند؟ مگر كشك است؟ همینطوری هرچه بخواهد بگوید. خلاصه ایشان هم دچار یك مسائلی شده بود و این مطالب را ابراز میكرد، اظهار میكرد. پیش این میگفت، پیش آن میگفت. حالا یك وقتی انسان نسبت به یك قضیهای شك دارد، هیچی نمیگوید و صدایش درنمیآید و برای خودش نگه میدارد. یك وقتی نه! بنده احساس مسئولیت میكنم! آخر تو چه كسی هستی كه احساس مسئولیت میكنی؟! بنده احساس تكلیف میكنم! بله، به بنده وحی شده است كه بیایم این مطالب را افشا كنم! عزیز من اگر فردا معلوم شود كه تمام مطالبت خلاف بوده، چه میگویی؟ اگر از روی ادلّه علمی ثابت شد و مفهم شدی كه تمام حرفهایتخلاف بوده چه جواب میدهی؟ جواب این اشكالات، جواب این شبهات را چطور انسان میتواند بدهد؟ لذا بهتر است انسان احتیاط كند آقا جان. احتیاط برای همین موارد است.
