
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
28گفت: پس چكار كنم؟
گفت: همین الآن بلند شو برو! اصلًا دختری كه مرد را ندیده است، نامزدش را ندیده است، كه اصلًا كیست و چه شكلی است، اصلًا میپسندد یا نمیپسندد، باید ببیند بالاخره هرچه باشد ... گفت: نه! تا پیغمبر این حرف را زد، تمام! اینها اهل سعادتند! اینها! اینها اهل سعادت هستند. آمد و جریان را به پیغمبر گفت، در بعضی از كتب داریم كه حضرت یك مقداری اشكشان هم آمد شد، داریم كه حضرت منقلب شدند و متأثّر شدند و آفرین گفتند و حضرت در همانجا خودشان صیغه عقد را جاری كردند و خودِ آن انصاری كه آدممتمولّی بود، خودش آمد به دامادش منزل داد، ملك داد، زراعت داد، عجب پدر زنهایی پیدا میشوند! همه چیز خلاصه دامادش را نونوا كرد و تمام شد. به چه حسابی پیغمبر در اینجا آمد، و این مطلب را بیان كرد؟ در حالی كه دختر شاید راضی نبوده. چون پیغمبر فرمود، دختر راضی شد. پیغمبر مگر نباید اوّل بیاید به آن دختر بگوید آیا تو راضی هستی؟ این را نگفت! نه! برو و خطبه كن، این را انجام بده. پس این هم یكی از احكامی كه مخالف بود. صحبت من این است. آقایی كه میفرمایید امام علیهالسّلام حق ندارد كه به شخصی بگوید طلاق بدهد ...، در شبهای ماه رمضان عرض كردم، كه آن آقا میگفت كه آقای فلانی! دوغ فروش محل هم یك چنین حرفی نمیزند! صحبت من این است: چه فرقی بین طلاق و ازدواج است؟ چطور پیغمبر امر به ازدواج كرد در صورتی كه زینب مكرهه بود و با اكراه این را قبول كرد؟ امر به ازدواج، مخالف با حكم شرع در اینجا واقع شده است، چطور پیغمبر امر به ازدواج كرد؟ در حالی كه پدر آن دختر، مخالفت كرده بود و این مقدار مخالفت را شرع اجازه داده است، خودِ شرع اجازه داده است، ولی دختر گفت چون رسول خدا أمر كرده است، در مقابل امر رسول خدا نمیشود ایستاد، پس این كلام رسول خدا مخالف با شرع است، مخالف با ظاهر شرع است. من دو نمونه در اینجا خدمتتان عرض كردم به عنوان مثال. تا اینكه مطلب به دست بیاد برای مطالب دیگری كه میخواهیم بگوییم، ذهنیت و اطلاعات رفقا و دوستان، آمادگی داشته باشد كه مسائل خیلی دقیقتر خواهد شد. پس ما در اینجا مشاهده میكنیم كه در عین اینكه پیغمبر این حكم را بیان میكند، حكمِ مخالفش را هم بیان میكند. آیا این دو حكم مخالف، این دو حكمی كه از نظر ما مخالف است، آیا این منافاتی دارد؟ نه! چرا منافات ندارد؟ چون و ما ینطق عن الهوی! هم آن را از پیش خدا گفته، هم این را از پیش خدا گفته است. پس با همدیگر مخالفت ندارد، چه مخالفتی است؟ مثل این كه من بگویم كه آقا همه شما الآن این قدر ركعت نماز بخوانید، ولی شما امشب آن قدر بخوانید. برای شما این است، برای ایشان این است، این چه تناقضی است؟ چون هر دو از یك نفر است، هر دو حكم از یك نفر میآید، برای یك عده یك حكم میآورد، برای این یك حكم دیگری میآورد، پس تناقضی در اینجا نیست، تنافی در اینجا نیست، چون هر دو را باید ببینید! (الآن دارم آن علائم را برای شما سورس میفرستم. آنچه را كه میخواهیم بعد از دو سه جلسه دیگر برسیم، از الآن دارم شما را آماده میكنم) چون هر دو از یكجا آمده است، پس با هم منافات هم ندارد و هیچ منافات ندارد، حالا این مسأله فقط مسئله ازدواج و طلاق است، حالا به قضایای دیگر هم انشاءاللَه در مجالس دیگر به حول و قوه خدا خواهیم رسید.
