حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
9كنتور نگذاشته است كه وقتی دروغ میگوییم، شماره بیاندازد. شما كدام مرجع تقلیدی را سراغ دارید كه وقتی یك نفر بیاید یك مطلب خلافی بگوید، همینطور در چشمش نگاه كند و بفهمد كه خلاف میگوید؟ به من نشان بدهید! نشان بدهید! ها! ولی اولیاء خدا نگاه نكرده میگویند: آقا بیرونش كن! راهش نده! اه! هنوز نگاه نكرده! آقا در را ببند! بنده مجال ندارم! آقا فلان ... بعد معلوم میشود ا! وضعش و خصوصیتّش چه بوده است؟ یك قدری تفاوت است ها! همچین بفهمی نفهمی، یك كَمَكَی!!
بله، پیش انسان میآیند، مواردی اتفّاق افتاده كه پیش انسان آمدهاند و مطالب خلافی را گفتهاند و انسان، طبق آن خلاف، حكم كرده، قاضی حكم كرده است، قاضی تقصیر ندارد، چه كار كند، تقصیر ندارد، اطّلاع بر غیب كه ندارد. از آن طرف هم میبیند افراد، افراد موجهی هستند. نمیدانم این قضیه را خدمت رفقا عرض كردم یا نه؟ یك روز مرحوم آقای بیات رضوان اللَه علیه، رحمةاللَه علیه از دوستان ما، و از رفقای مرحوم آقا، از شاگردان مرحوم آقای انصاری، مرد سالك و راه رفته و اهل فهم و اهل رأی و اهل اطّلاع و خیلی از افراد پُر مشاهده و پر مكاشفه بود. ایشان، خیلی وقت پیش در زمان شاه، همان زمانها، از سفر همدان گاهی به منزل ما میآمدند. یك وقت صبح، نشسته بودند و بنده هم نشسته بودم، این قضیه را نقل كردند كه: به اتفّاق مرحوم آقای انصاری رضوان اللَه علیه، استادشان، ما یك سفر به زنجان رفتیم. در زنجان. آن زمان و آن موقع، مرحوم آقای انصاری با آشیخ ملّا آقاجان زنجانی كه نام ایشان در كتاب پرواز روح آمده است رفاقت داشتند، ارتباط داشتند، و رفت و آمد داشتند. ایشان همدان میآمدند، ایشان به زنجان میرفتند. بعداً ارتباطشان قطع شد و این قطع ارتباط به واسطه مخالفتهایی بود كه مرحوم حاج ملّا آقاجان با مسلك عرفان و مرحوم آقای انصاری پیدا كرد كه: این راه معلوم نیست راه منتهی به ولایت باشد! و از همین چرت و پرتهایی كه ماشاءاللَه خیلی هم فراوان است و ... هر دم از این باغ بری میرسد!

