
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
43چیزی نیست! پیغمبر همان مطلبی را گفته كه من نسبت به آن علم دارم، پس این آیه مربوط به من نیست، ربطی به من ندارد، این آیه مربوط به كیست؟ مربوط به آن كسی است كه خود را بر حق میداند. یعنی در مجلسی كه رسول خدا نشسته است من بیایم بگویم این آمده خانه من را غصب كرده است، حضرت بفرماید: خانه مال این است!
ا ا ا! ای رسول خدا! ای وای! مگر خودت نمیگویی كه مالك این است و حق تملیك دارد و كسی نمیتواند غصب كند و غصب حرام است و این هم سند، ارثی به ما رسیده است. چطور شما بر خلاف همان حكم ظاهركه آوردهای داری حكم میكنی؟
حضرت میفرمایند: حكم من همین است!
اینجا تكلیف چیست؟ من قطع دارم! نه اینكه ظن دارم، نه اینكه شك دارم، نه این كه گمان دارم، قطع دارم بر اینكه این منزلی كه الآن این شخص راجع به آن ادّعا میكند و حالا این مربوط به من است، من یك در میلیارد هم شك ندارم كه پیغمبر به او بدهد، میآییم، اتفّاقاً پیغمبر میگوید كه منزل مال این است! بنده چه باید بكنم؟ این آیه قرآن چه میگوید؟ فضولی موقوف! وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَه وَ رَسُولُهُ اگر من بدانم كه مال این است، بعد پیغمبر بیایند بگویند تو چرا داری دروغ میگویی؟ كه این آیه دیگر مربوط به من نیست! من خودم میدانم كه در اینجا ظالم هستم و من در اینجا دارم دروغ میگویم، حق با این است، پیغمبر هم حق را به این میدهند، چیزی اتفّاق نیفتاده است، مسألهای انجام نشده است، خود من میدانم حق با این است، پیغمبر هم حقّ را به این میدهند، صحبت در اینجا است كه من میدانم و قطع دارم حقّ با من است، خیلی موارد اتفّاق میافتد، از این قضایا خیلی اتفّاق میافتد، من میدانم كه حقّ با من است، پیغمبر میفرماید: حق با اوست!
