
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
39قرآن ناطق، امام سجّاد قرآن ناطق میشود، امام زمان علیهالسّلام، قرآن ناطق میشود، چرا؟ چون نفس او اتّصال با نفس پیغمبر پیدا كرده و میتواند اشراف داشته باشد، لذا كلام امام علیهالسّلام دارای حجیت ذاتیه میشود، مثل كلام پیغمبر، هیچ تفاوت نمیكند یك سر سوزن با همدیگر فرق نمیكند، یك سر سوزن تفاوت ندارد دیگر عین كلام پیغمبر میشود. لذا در آیه قرآن میفرماید يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ... النساء، ٥٩ یعنی اطاعت خدا واجب، اطاعت رسول واجب است و اطاعت اولی الأمر هم واجب است. حالا اولی الأمر چه كسانی هستند؟ بنده هستم؟ مشهدی حسن بقّال است؟! هان؟! آیا اینها همه اولی الأمرند؟! اینجا هم از آن موارد خنده دار است. حالا بگذریم! اولی الأمر چه میشود؟ چهارده معصوم میشوند، آن پیغمبر كه جدا، سیزده معصوم، یعنی حضرت صدیقه كبری هم به واسطه مقام عصمت مطلقهای كه دارد، دارای ولایت و تصریح در ولایت دارد، حتّی روایت داریم ائمّه فرمودهاند ما ولایتمان را از مادرمان حضرتِ زهرا سلام اللَه علیها میگیریم! روایات زیاد است، اگر بخواهیم وارد این مباحث بشویم، مثنوی هفتاد من كاغذ میشود. روایات در این قضیه خیلی زیاد است، كه حتّی ائمّه میفرمایند: اتصالمان به پروردگار، از طریق مادرمان فاطمه زهراست! آن وقت كلام او حجّت نیست؟! حجیت ذاتیه ندارد؟! كلام حضرت فاطمه زهراء كه بالاتر از ائمّه میشود! منتهی چون حضرت فاطمه زهراء در جهت انفعال و انوثیت قرار دارد، مقتضای ادب این است كه اسمی از آن حضرت آورده نشود، و در مسائل اجتماعی، مورد نظر قرار نگیرد، و سایر ائمه مطرح باشند، این برای ادب است، این صرف ادب و رعایت عفاف و خدارت خود حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه علیها است. پس در اینجا ما میبینیم خداوند اطاعت اولی الأمر را كه ائمه معصومین هستند، بغل اطاعت رسول قرار داده، اطاعت رسول هم بغل اطاعت خدا. أَطِيعُوا اللَه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛ هرسه اینها حجیتشان میشود حجیت ذاتی، كلامشان حجّت است. تا اینجا تا حدودی مسائل روشن است، از اینجا دیگر میخواهیم یك خرده مطلب را مشكل كنیم. (ساعت چنده آقا؟! ساعت بیست دقیقه به یازده است! بگویم یا نگویم؟! خیلی دارد دیر میشود حالا من طرح این قضیه را میكنم، در حد چند دقیقه؛ انشاءاللَه بقیه مطالب بماند برای جلسه دیگر، چون مطلب زیاد داریم، هنوز با رفقا كار داریم) مگر ما نگفتیم كه علم انسان حجّت است و حجیت ذاتیه دارد؟ مگر نگفتیم كه انبیاء فقط مسئولیت برای ابلاغ دارند ... فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ اللَه بَصِيرٌ بِالْعِبادِ آلعمران، ٢٠ طه طه، ١ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى طه، ٢ إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى طه، ٣ این قرآن را كه فرستادیم برای تو، برای این نیست كه خودت را اذیت كنی! حرف را بگو و برو! چه كار داری كه عمل كردند یا عمل نكردند؟ إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى پس رسول خدا كه آن حكم را تلقّی میكند و آن حكم را برای افراد بیان میكند، آیا میشود خودش بر خلاف آن حكم كه برای مردم عمل كرده است، امر منافی بكند؟ یا نه؟ نه، چون خودش حكم را بیان كرده است. در همان شبهای ماه مبارك رمضان، بنده به طور اجمال به این موضوع اشاره كردم كه بسیاری از بزرگان، از بزرگان علمی كه بنده خودم خدمتشان سالها تلمّذ كردم، البتّه اسم نمیبرم، چون به خاطر رعایت ادب
