اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا

14163
عنوان بصری

حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا

37
  •  نفس یك انسان مادّی، آن القاء بر نفس را كه واسطه اول است آن را بالعنایة و المجاز، مشرِّع می‌گویند. ولی در واقع مشرّع فقط خداست، چون رسول خدا واسطه اوّلی بوده است. آن احكام كلّی وجوب نماز، وجوب روزه، وجوب حجّ، زكات، خمس، امر به معروف، نهی از منكر، معاملات، حرام، حلال، واجب، همه اینها به طور كلی، این احكام كلّی كه مربوط به همه افراد در مرتبه اوّل می‌شود (البتّه توضیحش در جلسه قبل داده شد كه همه این احكام بر اساس ملاكات است) و این احكام كه بر نفس پیغمبر القاء شد، به واسطه این بود كه پیغمبر قبول كرد كه این احكام كلّی را به مردم برساند. لذا به پیغمبر هم بالعنایة و المجاز مشرِّع می‌گویند. چون پیغمبر این راه را باز كرده است، این دین توسّط پیغمبر آمده، دین موسی، مال خودش بود، دین عیسی مال خودش بود، دین نوح مال خودش بود، امّا دین رسول اللَه چه دینی است؟ اون دینی است كه این طریق خاص، این حكم خاص، این روزه خاص، این حجّ خاص، این زكات خاص، این امر به معروف و نهی از منكر خاص، این نماز خاص، اینها را پیغمبر آورده است. این می‌شود شریعت رسول اللَه. لذا انتساب شریعت به پیغمبر می‌شود، چون با بقیه شرایع فرق می‌كند و تفاوت دارد. لذا می‌گوید ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ‌ آن دینی را كه ما به تو وصیت كردیم و آن دینی كه به نوح دادیم. یا این‌كه در آیه قرآن است‌ ... قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‌ البقرة، ١٣٥ من دنبال شریعت حضرت ابراهیم هستم و به دنبال ملّت ابراهیم و شریعت ابراهیم هستم، از پیش خودم چیزی نیاورده‌ام، خدا شریعت ابراهیم را فرستاده است و من آن شریعت ابراهیم را متابعت می‌كنم، البتّه در بعضی از جزئیات تغییراتی هم می‌دهم كه این هم طبیعی است. لذا این را از این نظر عرض كردم كه بعضی از دوستان اشكال كرده‌اند كه: شما گفتید پیغمبر مشرّع نیستند، ولی مرحوم آقا ظاهراً در كتاب امام شناسی، خود رفقا بروند راجع به این قضیه نگاه كنند، آنجا تصریح می‌كنند كه پیغمبر مشرِّع بودند ولی ائمّه مشرّع نبودند. من خواستم در اینجا توضیح بدهم كه مشرّعی را كه مرحوم آقا در آنجا نوشته‌اند، منظورشان همین است، همین قسمی كه الآن من خدمت رفقا عرض كردم. مشرّع واقعی، ذات اقدس حضرت پروردگار است و پیغمبر ابلاغ آن تشریع را به افراد می‌كند، منتها چون پیغمبر واسطه اوّل در ابلاغ رسالت است، بالعنایة و المجاز، پیغمبر در سلسله تنزیل، واقع می‌شوند، ذات پروردگار می‌آورد و پیغمبر كه واسطه اوّل است این را می‌گیرد و به مردم ابلاغ می‌كند، لذا به پیغمبر هم از این نقطه نظر شارع گفته می‌شود و مشرّع هم به پیغمبر گفته می‌شود. پس ائمّه علیهم السلام چه نقشی در اینجا دارند؟ ائمّه در اینجا نه شارع هستند و نه مشرِّع هستند مثل پیغمبر. ائمّه در اینجا نقش مبین را دارند. نفس ملكوتی امام، متصّل به كیست؟ به نفس رسول اللَه است. هر چیزی كه در نفس رسول اللَه است، همان را می‌گیرد، پس امام می‌شود مبین و دیگر مثل پیغمبر نیست. امام معصوم است، امام معصوم می‌آید آنچه را كه در نفس پیغمبر هست، آن را می‌گیرد و برای مردم بیان می‌كند، اسم امام می‌شود قرآن ناطق، چرا امیرالمؤمنین قرآن ناطق بود؟ چرا؟ چون فقط علی است كه به آن حقیقت قرآن و آن عوالمی كه قرآن از او حكایت می‌كند، اشراف دارد. امام حسن است كه به آن حقایق و آن عوالم اشراف دارد، بنده نیستم، لذا اسم من قرآن ناطق نیست، امام حسن می‌شود قرآن ناطق، سید الشّهداء می‌شود