
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
35نمیرسد. یقین كند بر اینكه آن ندایی كه داده شده است، آن سروشی كه این مطلب را رسانده است، آن سروش غیبی، این مسأله را گفته است. این كه پیغمبری نبوده است ولی آن واجب الإطاعه است، ممكن است واسطه كس دیگری غیر از پیغمبر باشد. البتّه عرض كردم مطالب خیلی بالاتری است كه حتّی در آن مطالب بالاتر كه اگر بعداً فرصت پیدا كردم میگوییم این است كه: حتّی رسول اللَه به انبیاء گذشته هم وحی میفرستاد و آنها واسطه بودند! حتّی به انبیاء گذشته، بنا بر سلسله علیت در عالم تشریع. این هم اشكال ندارد و بعداً مطرح میكنم، ولی فعلًا مطرح نمیكنیم. آنچه كه هست، این است كه شارع این مطلب را گفته است. لذا پیغمبر میفرمود مطلب دست من نیست، این امر دست من نیست، این حكم دست من نیست، خدا گفته است. وقتی عمر، همین خلیفه ثانی، آمد گفت كه به پیغمبر كه یا رسول اللَه، این حرف را از خودت میزنی؟! ببینید چه جسارتهایی میكردند! این حرف را از خودت میزنی یا خدا گفته است؟ حضرت فرمودند: من كی از خودم حرف زدم؟ كی از خودم گفتم؟ به من القاء میشود و من هم میآیم به شما میگویم. كی از خودم گفتم؟ پیغمبر از این مسائل زیاد داشتهاند. واقعاً پیغمبر مظلوم بوده است، واقعاً پیغمبر مظلوم بوده است.
یك وقت مرحوم آقا به ما میفرمودند: همه خیال میكنند كه امیرالمؤمنین اوّل مظلوم عالم است، ولی به نظر من، پیغمبر از أمیرالمؤمنین مظلومتر بود. بله، این را من از ایشان شنیدم كه پیغمبر خیلی مظلوم بودند. این كلام كلامِ وحی است. منطبق با واقع است و منطبق با همان شرعی است كه شارع مقدّس، آن را وضع كرده است. پس اگر رسول خدا به ما یك مطلبی را بگوید كه شما این كار را بكنید و ما شكّ كنیم كه آیا مطلب رسول خدا منطبق با شرع هست یا نه، باید چه كنیم؟ اصلًا شك غلط است! شك بیخود است! همین كه رسول خدا میفرمایند: بكن، تمام شد! حالا اینكه پیغمبر تازه از خواب بلند شده! الآن من دیدم پیغمبر اینجا خوابیده بود و بلند شد! قبل از اینكه صورتش را آب بزند آمد این حرف را به من زد! شاید در حال خواب و بیداری بوده است! این حرفها نیست، اینها همه مزخرفات است! وقتی پیغمبر میگوید این كار را بكن، دیگر وجود شك یعنی شیطان، شك شیطان میشود، چون گوینده رسول اللَه است. و ما ینطق عن الهوی اگر رسول اللَه اشتباه میكرد و شما بر اساس اشتباه پیغمبر عمل میكردید مسئولیتش با چه كسی بود؟ آن وقت دیگر پیغمبر از عصمت میافتد: شما به ما اشتباه گفتهاید، شما خطا كردید. آن عصمتی كه لازمه بعثت انبیاست و بر آن اساس كلام انبیاء حجیت ذاتیه نسبت مخاطبین دارد، آن عصمت ساقط میشود. پس پیغمبر در خواب باشد، بیدار باشد، صورتش را آب زده باشد، نزده باشد، غذا خورده باشد، نخورده باشد، صائم باشد، غیر صائم باشد، كلامی را كه به مخاطب میگوید، تمام است! تمام شد! چرا؟ و ما ینطق عن الهوی پیغمبر از روی هوی حرف نمیزند. ائمّه چه نقشی اینجا دارند؟ پس پیغمبر خودش شریعت را جعل نكرده است، جاعل شریعت، خدا بوده است. وقتی خدا بوده، پیغمبر چه میشود؟ واسطه اوّل میشود، واسطه اول در القاء احكام تشریعی بر
