
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
25كسی نمیتواند حجیتش را سلب كند، در این مورد ما دیگر بحث نمیكنیم، چون باز جای مطلب هست.
علی كلّ حال، حجیت كلام انبیاء، به خاطر انطباق كلام آنها با متن واقع است. چون نبی از متن واقع خبر میدهد، نه این كه چون نبی، پیغمبر است، خب پیغمبر باشد! به ما چه ارتباطی دارد؟ فرضاً اگر پیغمبر دروغ گفت، نعوذ باللَه! پیغمبر كه دروغ نمیگوید، حالا اگر دروغ گفت، شما باید قبول كنید؟ نه خیر! اگر پیغمبر آمد اشتباه كرد، شما باید قبول كنید؟ نه خیر! چون كلام نبی و كلام پیغمبر منطبق با واقع هست، لذا كلام او در حقّ مكلّف، حجیت ذاتیه دارد و نمیتواند مخالفت كند.
لذا در قضیه حضرت داوود كه آن قضاوت خلاف را كرد، و دو تا ملك به صورت انسان آمدند، در محراب ایشان كه داشت نماز میخواند، یك دفعه ظاهر شدند وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ ص، ٢١ از دیوار محراب پایین آمدند! چرا از در نیامدند؟! از دیوار آمدند، یك دفعه آمدند و گفتند: داوود بیا بین من و برادرم حكم كن إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ ص، ٢٣ برادرم ٩٩ تا بز دارد و من یكی دارم، میگوید آن یكی را هم به من بده. وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ یقه من را گرفته و دارد خلاصه با من درگیر میشود. وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ دارد با من محكم صحبت میكند و تهدید میكند و من را محكوم میكند و میگوید كه باید این یكی را هم به من بدهی. آخر این چه ظلمی است، این چه بساطی است؟
حضرت داوود میگوید: راست میگوید دیگر! حالا طرف اگر یك خرده هم گریه میكرد كه چاشنیاش هم میشد، اصلًا خود حضرت بلند میشود یقه او را میگرفت، چون حضرت داوود هم یك مقداری جسیم بود و ماشاءاللَه قوی هم بود! خوب شد حالا كار به آنجا نرسید! یك دفعه زود قضیه روشن شد! و الّا بلند میشد خودش هم به عنوان دفاع از او شاید كار دست او میداد. مثل حضرت موسی كه یك مشت زد و طرف را آنجا انداخت و بعد آمد مشت دوّم را بزند، گفت میخواهی من را هم مثل آن دیروزی خلاصه اینجا دراز كنی؟ تو الآن آمدهای اینجا فقط بگیری و بكشی.
