
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
23بفرمایید! ... بفرماییدِ شاه عبدالعظیمی! اینجا دیگر شاه عبدالعظیمی حسابی! گفتند بفرمایید خانه! آقا بفرمایید در خدمتتان باشیم! اگر نمیخواهی برای چه میگوئی بفرمایید در خدمتتان باشم؟ بگو خیلی محظوظ میشویم، ببخشید مجال ندارم، انشاءاللَه در یك فرصتِ دیگر بفرمایید.
میگوید: حالا ما فرمودیم! گفت: راست راستی فرمودید؟!
خلاصه آمدند دم در منزل، گفتند در را باز كنید، میخواهیم منزلتان بفرماییم، نمیخواهی یك چایی به ما بدهی؟ گفت: بفرمایید آقا جان! بفرمایید ... چارهای نیست! بالاخره ایشان قاضی و حاكم بود. وارد شدند، گفتند: من با آن اطاق كار دارم. یك مرتبه دید بله، قضیه چیست؟ وارد شدیم در اطاق را باز كن و برو آن پستو و ... دیگر خلاصه طرف قضیه را باخت! آن جعبه و آن صندوقچه را میخواهم، آقا كلیدش نیست! بروید نجّار بیاورید باز كند! میگفت آمدند و بالاخره باز كردند و سند را درآوردند! و ایشان سند را گرفت، و آن سند جعلی را پاره كرد، و این سند را امضا كرد و تأیید كرد و فرستاد بدهند به مادر همان طفل. و به عنوان شهادت به دروغ، همه آنها را تعزیر كرد. شلاق زد! بخوابانید شلاق بزنید اینها چه كسانی بودند؟! افراد دارای محاسن! و صف اوّل جماعت! صف اوّل جماعت بودند! این حاج ملّا قربانعلی زنجانی بود! اگر غیر از این بود چه؟ اگر غیر از این بود چه؟ هان؟!
اینجا است كه میگویند: باید فتوا از شخصی صادر شود كه قلبش متّصل به ملكوت و از آنجا حقیقت مطلب را دریافت كند. مسأله به خاطر این است و بالاتر از این.
اگر من باب مثال، فرد اهل اطّلاع باشد، اهل فهم باشد، برود ببیند چیزی را كه نقل كردهاند كه مثلا ژلاتین را از گیاه میگیرند نه چیز دیگر، یا مثلا از بعضی از ممالك اسلامی است و اگر از استخوان آنها این تهیه بشود اشكالی ندارد و ذبحش هم شرعی باشد اگر این مرجع تقلید بر نجاست آن فتوا بدهد. این شخص میتواند عمل نكند. چرا؟ چون یقین دارد. خودش اطّلاع دارد. و یا به عكس، اگر مرجع فتوا بر حلیت شیئی داد و این یقین دارد بر این كه نه خیر در این مسأله مرجع تقلید اشتباه كرده و یا اشتباه به او گفتهاند و میزانِ اطّلاعش، تفحصّش، تحقیقّش كافی نبوده و این نجس است و از این مردار گرفته میشود و از غیر ذبیحه گرفته میشود. در این صورت حرام است كه به فتوای مرجع تقلیدش عمل كند، گرچه آن مرجع فتوا به حلیت بدهد. چرا؟ چون یقین دارد! و یقین او در نزد خداوند، اعلی و اعظم است از فتوائی كه او میدهد و آن شخص میداند كه این خلاف است. و در روز قیامت او را بر این عملی كه انجام داده است، مورد حساب قرار میدهند. تو چرا وقتی كه یقین، یقین، غیر از اینكه الآن همه میگویند ما یقین داریم! بعد یك دو كلمه كه حرف میزنیم، یك دفعه میگوید: ا! راست میگویی؟! ا تو كه یقین داشتی!؟ اینجور یقینهای پشمكی نه آقا جان! یقین! علم! اطّلاع! اطّلاع كافی كه مو لای درز آن نمیرود. مثل این چراغ، چطور الآن روشن است؟ همینجور! اگر انسان نسبت به مسألهای یقین داشته باشد، آن یقینش حجیت دارد و حجیتش هم ذاتی است و
