حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
3چارهای جز استفاده و استعمال بعضی از اصطلاحات و غموض در مطالب نیست، قدری صبر داشته باشند، انشاءاللَه امیدواریم كه نتیجه، نتیجه مطلوب و خوبی باشد. به حول و قوّه الهی و همّت و مدد اولیاء پروردگار.
آخر آنچه را كه بنده دیدهام و تجربه كردهام را نمیتوانم به زبان بیاورم. یك وقت مرحوم آقا رضوان اللَه تعالی علیه، در یك سفری كه مرحوم آیتاللَه بهجت رحمة اللَه علیه به مشهد مشرّف شده بودند، ایشان تشریف آوردند در منزل مرحوم آقا، برای دیدن ایشان. بنده هم در آنجا حضور داشتم، بعد از ظهری بود. یك ساعت قبل از غروب بود، صحبت از كتاب روح مجرّد شد. كتاب روح مجرّد كه مرحوم آقا نوشتند و در آن كتاب، تعریف و توصیف و تبیین مبانی، و طرز فكر و روش استاد اخلاقی و سلوكی خودشان: حضرت سید هاشم حدّاد رضوان اللَه علیهما را بیان كردند و به اعتقاد بنده، همانطوری كه به ایشان عرض كردم، اسم این كتاب را باید «آئین نامه سلوك» گذاشت! ایشان خندیدند و گفتند: حالا! همینطوری است آقا! همینطور است.
مرحوم آقای بهجت، خیلی از این كتاب تعریف كردند. و گفتند كه آقای سید محمّدحسین چه مطالبی شما در اینجا نوشتهاید! چقدر مطالب را باز كردید! چقدر مطالب را باز كردید! و مسائل را توضیح دادید! ایشان رو كردند به آقای بهجت، گفتند: آقا ما كجا مطالب را باز كردیم؟ كجا توضیح دادیم؟! ما كمی از بسیار از بسیار از بسیار از بسیار ... همینطور چند مرتبه گفتند: از بسیار از بسیارِ آنچه را كه ما در خدمت ایشان دیدیم و مشاهده كردیم و در كنار ایشان بودیم ما توانستیم به روی كاغذ بیاوریم! كجا ما مطالب را باز كردیم؟ كجا ما مسائل را باز كردیم؟ بعد خودشان اضافه كردند خودِ مرحوم آقا اضافه كردند كه: من دیدم آخر تا كِی باید این اولیاء الهی، و این عرفاء باللَه، همینطور در بوته نسیان و إختفاء و إخفاء قرار بگیرند؟ سعی بر مخفی نگه داشتن! سعی بر به دست فراموشی سپردن، سعی بر گمنام نهادن ... این اولیاء الهی، رفتارشان را، صحبتهایشان را، كردارشان را، تا كِی باید مخفی بماند؟ خود آنها كه راضی نبودند در زمان حیاتشان، آثارشان و صحبتهای ایشان پخش بشود. میگفتند ما هم كه داریم میرویم، پس چه زمانی باید این مسائل و این مطالب به گوش مردم برسد؟

