اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا

14163
عنوان بصری

حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا

15
  •  در سامرا وقتی ایشان در مجلس آمد و افراد، دفعتاً گفتند: حَكَمنا بمرجعیتكم. ما حكم كردیم، حكم مجتهد هم، واجب الإطاعه است. وقتی گفتند، مانند مادر بچّه مرده شروع كرد به گریه كردن. می‌گویند همین‌طور سرش را پایین انداخته بود. ادا در نمی‌آورد ها! ادا در نمی‌آورد! آن‌طور كه در تراجمِ ایشان و در احوال ایشان بنده دیدم و نقل می‌كنند عبارت این است: مادر بچّه مرده! شروع كرد به زار زار گریه كردن، از این مسئولیتی كه به گردن ایشان گذاشتند. گاهی خنده‌مان می‌گیرد! نمی‌دانم چه بگوئیم، چه عرض كنم! فقط همین خنده‌مان می‌گیرد! شروع كرد به گریه كردن و خلاصه پذیرفته شد.

  •  جریان خیلی مفّصل است كه به نصیحت همین مرحوم آشیخ محمّد حسن نجم آبادی بود كه رو كرد به افراد، گفت رفقا، حرف من را می‌پذیرید یا نه؟ همه گفتند ما حرف تو را می‌پذیریم! مرحوم حاج حبیب اللَه رشتی، اصلًا یك دریایی بود همه گفتند ما حرفت را می‌پذیریم. گفت: هیچ‌كس مانند میرزا، كلید بهشت و جهنّم را نمی‌تواند در جیبش نگه دارد! این مسئولیت از عهده ما برنمی‌آید. گفتند: خیلی خب! وقتی آمد، همه دفعتاً با هم می‌گویم: حكم كردیم و در یك امر واقع شده قرارش می‌دهیم. كلید بهشت و جهنّم را هیچ‌كسی مثل این نمی‌تواند در جیبش نگه دارد.

  •  از حاج میرزا حسن نجم آبادی، یك قضیه‌ای نقل می‌كنند كه پیش ایشان نشسته بودند گفتند ما رفتیم پیش مرحوم حاج قربانعلی زنجانی، ایشان راجع به مسأله‌ای كه از او سؤال كردیم، این نظر را داد.

  •  گفت: ایشان این نظر را داد؟

  •  گفتند: بله.

  •  گفت: چقدر طول كشید؟

  •  گفتند: هیچی، یك فكری كرد و یك خرده دستش رو زد به اینجا، آمد!

  •  گفت: اگر این‌طور كه شما نقل می‌كنید، كسی این‌طور باشد یا دیوانه است و یا كسی به نبوغش نمی‌رسد. از یكی از این دو تا خارج نیست! آدم عادی این كار را نمی‌كند. و همین‌طور دیوانه‌ای آمده و یك چیزی پرانده و با واقع اصابت كرده است و یا از نقطه نظر نبوغ، یك نبوغی خاصی دارد. گفت من او را امتحان می‌كنم. شروع كرد چند تا مسأله طرح كرد گفت: به زنجان بروید و جواب اینها را بیاورید.