اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خصوصیات و چگونگی بهره‌مندی از فیوضات لیلة الرغائب

14481
عنوان بصری
نسخه عربی

خصوصیات و چگونگی بهره‌مندی از فیوضات لیلة الرغائب

12
  • همین دیشب بنده با یكی از همین رفقا و دوستان بودم، یك قضیه از شخصی نقل كرد. بنده نمی‌شناسم او را، فقط یك اسمی شنیدم كه یك همچنین كاری انجام داده و به این كیفیت و اینها و به حسب ظاهر انسان ناراحت می‌شود متأثر می‌شود. چرا باید یك همچنین قضیه اتفاق بیفتد، چرا باید شخصی نسبت به او یك همچنین كاری كند. اما همین كه خواست نفس من تحت این تأثیر قرار بگیرد و متأثر شود. چون وقتی كه متأثر می‌شود نسبت به فرد دیگر این سوء ظن پیدا می‌كند، مسئله یك طرفه كه نیست. مثلا یك شخصی بیاید پیش شما بگوید فلان كس مورد ظلم قرار گرفته است. چه كسی به او ظلم كرده؟ فلان كس. شما می‌گویید: ای داد بیداد! عجب! پس چرا این‌طور شد؟ در اینجا دو مسئله حاصل شده برای شما: مسئله اول احساس دلسوزی و ترحم نسبت به یك فرد، درحالتی‌كه شاید جای ترحم نداشته. شما بیخود ترحم كردی. اصلا شاید این ظالم بوده است. حالا آمده دیدید بعضی‌ها می‌آیند دو قطره اشكی می‌ریزند و آدم می‌گوید كار دیگر تمام است. پس یكی احساس ترحم نسبت به یك طرف. دوم احساس ناخوشایند نسبت به شخص دیگر. چون قضیه طرفینی است، معمولا مسائل طرفینی است. این نسبت به او این كار را انجام داده است او نسبت به او، او نسبت به او این كار را انجام داده است، پس این‌طور. تا انسان یك چیزی می‌شنود، این دو حالت در او پیدا می‌شود: اول ترحم نسبت به یكی و بعد احساس بد نسبت به طرف دیگر.

  • آن نفر اول را كه من اصلا نمی‌شناختم كه این چه شخصی است، حالا احساس ترحم نسبت به او بكنیم یا نه، حالا یك شبحی به طور ابهام در ذهنم بود. ولی نسبت به آن شخصی كه مورد سوءظن است او را می‌شناسم، دیدم كه دارم احساس بد پیدا می‌كنم، فوری رو كردم به او و گفتم از كجا این حرف‌هایی كه به شما زده درست است؟ یك فكری كرد و گفت: بله، ما كه نرفتیم تحقیق كنیم. گفتم پس چرا بیان كردی؟ این مراقبه است؛ این یعنی خودش مراقبه. تا شما یك مطلبی را می‌شنوید نگویید آخ عجب آدمی‌است، این آخ را الان نگویید. آخ را یك ساعت دیگر بگویید، آخ را یك روز دیگر بگویید، الان بگویید این یك حرفی است كه شنیدم، یك مطلبی شنیدیم، بلند شویم ببینیم غلط است درست است چی است، ته و توی آن را دربیاوریم. چرا انسان بیخود به یك شخصی سوء ظن پیدا كند برویم، ته و توی آن را دربیاوریم. لذا رو كردم به این شخص و گفتم اینكه شما می‌گویید من از این شخص بعید می‌دانم این بیاید این را انجام بدهد. می‌گوید من هم همین‌طور بعید می‌دانم، من هم بعید می‌دانم. بعد خودش گفت روی این حساب اصلا نباید روی این فكر كرد، باید گذاشت كه مطالب او را هم بشنویم و ببینیم. حالا كه این‌طور شد نفس نسبت به هر دو طرف صاف شد، بالانس شد، نسبت به یكی پایین‌تر نیامد از نسبت دیگری. این خوب است كه انسان در ارتباطش با افراد یك طرفه نباشد، یكی بیاید پایین یكی برود بالا؛ چون یكی بیاید پایین آنكه رفته می‌شود سوء ظن. سوء ظن نسبت به رفیق، اصلا رفیق هم نه، نسبت به یك مؤمنی، مگر حالا نسبت به مؤمن باشد انسان هرچه می‌خواهد بگوید؟ در عالم فقط رفیق است غیر رفیق آدم نیستند؟ نه، این همه هستند افراد خوب، صلحا، افراد صحیح، اصلا غیر رفیق هم باشد مگر انسان باید به افراد عادی سوء ظن داشته باشد؟ حتی فرد، فرد عادی باشد. باید خودمان را اصلاح كنیم. حالت توحید و هم‌نوع دوستی را گسترش و توسعه بدهیم، نه اینكه بیاییم منحصر كنیم در یك عده و آن عده را غربیل و سرند كنیم یك چند نفری در آن بماند و بعد تمام محسنات را بر آنها و مقبحات را بر دیگران بزنیم. مسئله این‌طور نیست.