خصوصیات و چگونگی بهرهمندی از فیوضات لیلة الرغائب
17این را دیگر ما باید خودمان بیاییم بپرورانیم، مسائل آن و مصادیق آن را اینها را بیاییم، سلوك چیست؟ سلوك این است كه مبانی را بدهند به دست انسان آدم بگیرد و خودش مصادیق را تعیین كند و جلو برود. دیگر در هر جزء جزئی نیاید هی بگوید آقا چه شد آقا این آقا این. خودش بگیرد دیگر مطلب را و دیگر استفاده كند از آن كلیات و حركت كند و برود. تو اینقدر به كلام پیغمبر ارزش قائل نیستی كه اگر پیغمبر ابتداءً بگوید این كار را انجام بدهی یا ندهی! اگر ندهی خاك بر سرت كنند با آن اسلامت! خاك بر سرت كنند با آن اسلامت! اگر هم قائل هستی خیلی خب، آقا در این قضیه حق با تو است. میگوید حق با من است. پیغمبر گفته حق با این است گفته كه گفته، تمام شد و رفت چه فرقی كرد، چه فرق میكند؟ یعنی یك در میلیون ما نباید احتمال بدهیم كه اشتباه میكنیم. یك در میلیون بابا كه آمد و اشتباه كردیم. اصلا در اینجا حق با ما است، پیغمبر صلاح نمیداند كه این حق به ما برسد. چه میگویید؟ صلاح نمیداند. مگر هر وقتی كه حق با هر كسی است باید به آن برسد؟ امام حسین بر حق بود یا یزید؟ خلافت حق امام حسین بود یا حق یزید بود؟ حق امام حسین بود حالا امام حسین به خلافت رسید نه، یزید رسید. خلافت حق علی بود یا حق ابوبكر بود؟ حق كه بود؟ حق امام حسن بود یا حق معاویه بود؟ حق امام زین العابدین بود یا عبدالملك مروان بود؟ حق كی بود؟ حق اینها بود. حالا اینها رسیدند یا نرسیدند؟ نرسیدند. مگر قرار بر این است كه هر چیزی كه حق هر كسی بود برسد. خلافت حق امام رضا بود یا مأمون ملعون؟ حق امام رضا بود. ولی رسید؟ نرسید. در اینجا مصلحت این است كه رسول خدا میگوید این شخص به این حق نرسد. خب نرسد كه نرسد، بردار برو. مثل اینكه از اول گفته مالت را بده به این، اگر از اول میگفت مالت را بده به این میگفتی رسول خدا چرا؟ چرا ندارد. پس این دعوا و مدعا چیست؟ كجا رفت؟ این ادعاها! این تسلیمها! این قبول همه نوع مشقات و همه اینها كجا رفت؟ این حرفها كجا رفت. پس همه كشك بود باباجان، كشك بود، پشم بود!

