اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خصوصیات و چگونگی بهره‌مندی از فیوضات لیلة الرغائب

14481
عنوان بصری

خصوصیات و چگونگی بهره‌مندی از فیوضات لیلة الرغائب

16
  • آقا برو ازدواج كن، می‌رفت ازدواج می‌كرد مطابق با میلش نبود! ای داد بیداد حالا چكار كنم این روی دست ما مانده است، هیچ كاریش نمی‌شود كرد. عجب! ما را باش نگاه كردیم چه چیز به آن خوبی از دست دادیم آمدند به ما چكار كردند! ما رفتیم با آقا مشورت كردیم آقا گفتند نه آقا به صلاح شما این است حالا آمدیم ازدواج كردیم این كیست بابا، این چه ربطی به آن دارد این چه ارتباطی دارد. حالا می‌نشیند خودش را می‌خورد، می‌زند در سرش ای خاك بر سر من كه رفتم و با آقا مشورت كردم! تمام شد، فاتحه فاتحه، حلوا و قهوه هم باید تقسیم كنند.

  • افراد در ارتباط با بزرگان با اولیاء خدا دو جنبه دارند: جنبه اول، جنبه اعتماد كه اینها فرد بزرگی هستند، شخصی هستند كه نسبت به بعضی مسائل اطلاع دارند، اینها افرادی هستند كه افقشان و دیدگاهشان بالاتر ممكن است باشد، بر این اساس رفت و آمد می‌كنند، می‌آیند می‌روند كارهایشان را بر این اساس قرار می‌دهند، امورشان را بر این اساس قرار می‌دهند، ارتباطاتشان را بر این اساس قرار می‌دهند، معاشرت‌هایشان را روی این قضیه قرار می‌دهند. توجه كنید این یك طرف قضیه.

  • طرف دیگر كه مشكل است، میزان استعداد نفس آنها در قبال این باور است. این درد است، این است كه در قبال این باور چقدر نفس پایدار است، چقدر مستقیم است، چقدر می‌ایستد. اینجاست كه ضربه وارد می‌شود. اگر یك فرد دیگر كه استاد او نبود و مورد مشورت قرار می‌گرفت، به سلوك او كه ضربه وارد نمی‌شود می‌گوید با یك فرد غریبه مشورت كردم چشمم درآید می‌خواستم نكنم بالاتر از این، سلوكش او سرجایش است، نمازش سرجایش است، عبادتش سرجایش است، ارتباطش سرجایش است، چیزی از جا تكان نمی‌خورد. همان ده درصدی كه دارد باقی می‌ماند، همان پانزده درصدی كه دارد باقی می‌ماند. چرا؟ چون او غریبه است. ولی اگر آمد با مرحوم آقایی مشورت كرد و بعد مخالف با توقعش از كار درآمد، آن پانزده درصد هم از بین می‌رود، می‌شود صفر. اینجا است كه ایشان می‌گوید نیایید پیش من و از من مشورت نخواهید، برای این است. برای این است كه افراد آمادگی پذیرش ندارند، با یك خلاف و توقع، آسمان را به زمین می‌دوزند كه می‌دوزند! چه شده یك خلاف توقع شده كه چه خبرت است بابا برو پی كارت، چه شده است؟ چه مسئله‌ای اتفاق افتاده است كه دیگر سلوك باید برود كنار خدا و پیغمبر باید برود كنار؟ فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً النساء، ٦٥ برای چیست؟ برای اینجا است دیگر. خدا صریحا دارد به مردم می‌گوید مردم بپایید ایمانتان دارد كجا می‌رود، اعتقادتان كجا دارد می‌رود، باورتان كجا دارد می‌رود. آقا با یك نفر دیگر دعوا داری تو یا ظالم هستی یا مظلوم هستی، رفتی پیش پیغمبر، پیغمبر آمد گفت حق با او است و گیرم بر اینكه حق با تو باشد در نفس خودت، این‌قدر قیمت ندارد ارزش ندارد پیغمبر كه بگوید فرض كنید كه این را در آنجا بده صرف كن، این‌قدر حرف پیغمبر ارزش ندارد؟ اگر پیغمبر می‌آمد به تو می‌گفت این ده هزار تومان را در فلان جا بده، می‌دادی یا نمی‌دادی؟ بله یا رسول اللَه بفرمایید بیایید. حالا پیغمبر می‌گوید این ده هزارتومانی مابه‌التنازع بین تو و او است مال او است. چرا داد می‌زنی؟ چرا قاطی كردی؟ چرا قاط زدی؟ خیلی خب، فرض كن از اول پیغمبر گفته این ده هزار تومان را بده می‌خواهم به فقیر بدهم می‌دادی یا نمی‌دادی؟ حالا این‌جور گفته. مگر تو پیغمبر را قبول نداری چرا قاطی كردی؟