خصوصیات و چگونگی بهرهمندی از فیوضات لیلة الرغائب
13پس بنابراین بخصوص در ماه رجب و شعبان و رمضان باید دقت كنیم مطالب را كه میشنویم فوری قضاوت نكنیم آخ، این آخ چیست. باختی، آخ یعنی باخت. آخ یك ت این طرف اضافه كنیم یك ب هم اولش اضافه كنیم تا شما میگویی آخ یعنی باخت. آخ ندارد وای ندارد، عجب ندارد، نه. اصلاح خیال. از یكی از عرفا پرسیدند كه توحید چیست؟ گفت توحید تصحیح الخیال، خیالت را درست كن میشود توحید. البته این خیلی معنای وسیعی دارد، خیلی معنای وسیعی است. خیالت را درست كن، وهمت را درست كن، تا كسی یك چیزی گفت چشمانت اینطوری نشود، اینكه چشمانت اینطوری میشود خیالت خراب است. در توهم هستی، قوه عاقله كار نمیكند، واهمه كار میكند، متخیله قاهر است بر نفس و بر ذهن، آن قوه متوهمه آمده و در اینجا غلبه كرده است.
در اینجا انسان باید چه كند؟ راههایی را كه میبیند ممكن است كه آن راهها انسان را به خیال و به واهمه درآورد آن راهها را ببندد. راههای نفوذ شیطان را انسان باید ببندد و سد كند. احتمال میدهد اگر برود این تقاضا را از رفیقش كند رفیقش به او پاسخ منفی میدهد، نرود این تقاضا را كند. چرا؟ چون رفتن و تقاضا كردن به معنای مهیا كردن بستر نفوذ شیطان است در نفس. ولی از اول اگر شما آمدی این را بستید، مسدود كردید، دیگر شیطان از كجا بیاید؟ اگر میخواهید تقاضا كنید بروید از غریبه كنید كه اگر هم پاسخ منفی داد طوری نمیشود. میخواهید یك چیزی بخرید مگر حتما باید از رفیق بخرید؟ شما كه میخواهی این را از رفیق بخری ببینید من دارم هی مسئله را میآورم پایین، جزئی میكنم مصداقی میكنم. گرچه مرحوم آقا به من فرمودند قضایا را مصداقی و جزئی نكن، ولی چارهای ندارم، چاره ندارم، چه كنم میخواهید بروید از رفیق یك جنس بخرید، جنس را خریدید هفته بعد فلان رفیق میگوید چند خریدی؟ اینقدر خریدم. ا گران خریدی! اینكه قیمتش اینقدر نیست، به تو انداخته بابا، بلند شو برو پس بده بلند شو برو پس بده! میخواهی برو بلند شو برو آن مغازه، آن یكی را نگاه كن، آن مغازه ارزانترش را دارد. چه كسی دارد همه این خیالات را میاندازد؟ شیطان، حضرت شیطان آمده، اینجا ایستاده به این رفیق میگوید. آن رفیق كه دارد میگوید گران داده خودش یك شیطان است! خیال نكن رفیق سلوكیت است، شیطان است به شكل رفیق سلوكی درآمده، شیطان است! رفته در كله او، چرا در كله آن یكی نرفت؟ چرا در دل آن یكی نرفت؟ چون او بسته، او تا میآید بگوید چند خریدی، به تو چه مربوط است چند خریدم، هرچه خریدم خریدم، چه كار داری؟! چرا انسان باید یك چیزی را از یك رفیق میخرد بلند شود بیاید به بقیه بگوید؟ آقا این را خریدم یك قیمتی خریدم شما هم بروید بخرید. تا میگویی اینقدر ا عجب جدّی میگویی! حالا جای دیگر هم برو ببین! نگفتی كه به او پس نمیدهی! شاید پس بدهی، خیار غبن و از این چیزهای غبن و بادمجان غبن و كدوی غبن و از این چیزهایی كه در فقه و اهل علم و اهل فضل است و اینها بلد هستند هان گذاشتی یا نه. من میگویم همین امشب بلند شو برو یك گشتی بزن یك پرسوجویی بكن تمام اینها چیست همه شیطان است، خریدی تمام شد و رفت، دیگر این حرفها ندارد. دیگر این وسوسهها برای چیست؟ این تخیلات چیست؟

