آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
7حالا ما امروز فرض كنید كه با رفیقمان به انواع خوشوبشها و ارتباطات و گرمیها به سر میبریم تا یك قضیه پیش میآید، انگارنهانگار رفاقت ده ساله و پانزده ساله و بیست سالهای وجود داشته است. ابدا، دیگر با او كاری نداریم. چرا كاری نداریم؟ پس این ده سال كجا رفت؟ این پانزده سال كجا رفت؟ حالا شما در یك قضیه اختلاف پیدا كردید، خب كردید. حالا مگر انسان در محیط خانواده با عیالش اختلاف پیدا نمیكند؟ فوری میآید به او میگوید تو برو پی كارت، من هم میروم؟! اختلاف، اختلاف است. یك اختلافی پیش میآید و بعد هم رفع كدورت میشود. چرا باید اینطور باشد؟ اینها همه چیست؟ ناشكری است. اینها ناشكری است كه انسان انجام میدهد. كجا شما سراغ دارید دو نفر از نقطه نظر سلیقه مانند هم باشند؟ كجا ما سراغ داریم؟ بارها خدمت رفقا عرض كردم كه سلوك فقط ذكر گفتن و نمازشب خواندن نیست. این دستورات، اینها سلوك است. این مسائل، مسائل حیاتی و اخلاقی سلوك است.
ایشان یك سال، پیش یك نفر از آقایان در قم درس خواندند. تا آن جایی كه در نظرم هست قسمتی از مبحث برائت و اشتغال احتیاط رسائل كتاب اصولی است كه طلّاب میخوانند، كتاب بسیار مهمّی است مربوط به شیخ انصاری و قسمتی از كتاب قوانین مباحث الفاظ، عامّ و خاص، مطلق و مقید پیش مرحوم شیخ عبدالجواد سدهی اصفهانی رحمه اللَه علیه كه بسیار مرد نازنین، بسیار مرد اخلاقی، بسیار مرد موجّه، منظّم، معتدل، عاقل و مستقیم درس خواندند. بنده شاهد بودم هر وقت با ایشان ملاقات كردند دست ایشان را بوسیدند. با اینكه مرحوم آقا شیخ عبدالجواد اهل عرفان نبود. مردی بود بزرگوار، اهل صلاح، اهل دیانت، اهل مراقبه، اهل نمازشب، متقّی. مگر حتماً باید عارف باشد؟! مگر حتماً مبانی اصولمان باید بر اساس عرفان باشد؟!
عرفان موهبتی است الهی نصیب بعضیها میشود، شناختی پیدا میشود و همه ما إنشاءاللَه در این راه هستیم. ولی به كدام مسائل باید عمل كرد؟ به چه دستوری باید عمل كرد؟ عرفان به آدم گفته دو روز یك اختلافی پیش میآید بین دو نفر اصلًا بگذار كنار كأن لم یكن شیئاً مذكوراً این را به ما گفته؟ عرفان گفته یك قضّیه و نقاری پیش میآید، انسان همه مراتب رفاقت را رها كند؟ این را عرفان گفته است؟ عرفان گفته اگر اشكالی با خانواده و عیالت پیش میآید، نقاری پیش میآید، شما همه آن مبانی را كنار بگذاری و با شدّت و حدّت برخورد كنی؟ انگارنهانگار این زن تو است و در كنار تو است و با تو زندگی میكند. اینها را عرفان گفته است؟! نه! عرفان انسان را دعوت به توحید میكند. انسان را دعوت به محبّت میكند. انسان را دعوت به لطف میكند. انسان را دعوت به شوق میكند. انسان را دعوت به انس میكند. انسان را دعوت به رعایت ارزشها میكند. این حرفها چیست كه ما باید خودمان را از بقیه یك سر و گردن بلندتر بدانیم! چه كسی این حرفها را زده است؟ از كجا این حرفها آمده است؟ از كجا معلوم است كه ما پیش خدا مقرّبتر هستیم و بر این مسئله به دیگران افتخار میكنیم؟ چه كسی گفته است؟ مگر ما قاضی هستیم؟ مگر ما دستگاه ربوبی را در مقیاس آوردهایم؟ چه كسی این حرف را زده است؟

