آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
9ایشان یك سال، پیش یك نفر از آقایان در قم درس خواندند. تا آن جایی كه در نظرم هست قسمتی از مبحث برائت و اشتغال احتیاط رسائل كتاب اصولی است كه طلّاب میخوانند، كتاب بسیار مهمّی است مربوط به شیخ انصاری و قسمتی از كتاب قوانین مباحث الفاظ، عامّ و خاص، مطلق و مقید پیش مرحوم شیخ عبدالجواد سدهی اصفهانی رحمه اللَه علیه كه بسیار مرد نازنین، بسیار مرد اخلاقی، بسیار مرد موجّه، منظّم، معتدل، عاقل و مستقیم درس خواندند. بنده شاهد بودم هر وقت با ایشان ملاقات كردند دست ایشان را بوسیدند. با اینكه مرحوم آقا شیخ عبدالجواد اهل عرفان نبود. مردی بود بزرگوار، اهل صلاح، اهل دیانت، اهل مراقبه، اهل نمازشب، متقّی. مگر حتماً باید عارف باشد؟! مگر حتماً مبانی اصولمان باید بر اساس عرفان باشد؟!
عرفان موهبتی است الهی نصیب بعضیها میشود، شناختی پیدا میشود و همه ما إنشاءاللَه در این راه هستیم. ولی به كدام مسائل باید عمل كرد؟ به چه دستوری باید عمل كرد؟ عرفان به آدم گفته دو روز یك اختلافی پیش میآید بین دو نفر اصلًا بگذار كنار كأن لم یكن شیئاً مذكوراً این را به ما گفته؟ عرفان گفته یك قضّیه و نقاری پیش میآید، انسان همه مراتب رفاقت را رها كند؟ این را عرفان گفته است؟ عرفان گفته اگر اشكالی با خانواده و عیالت پیش میآید، نقاری پیش میآید، شما همه آن مبانی را كنار بگذاری و با شدّت و حدّت برخورد كنی؟ انگارنهانگار این زن تو است و در كنار تو است و با تو زندگی میكند. اینها را عرفان گفته است؟! نه! عرفان انسان را دعوت به توحید میكند. انسان را دعوت به محبّت میكند. انسان را دعوت به لطف میكند. انسان را دعوت به شوق میكند. انسان را دعوت به انس میكند. انسان را دعوت به رعایت ارزشها میكند. این حرفها چیست كه ما باید خودمان را از بقیه یك سر و گردن بلندتر بدانیم! چه كسی این حرفها را زده است؟ از كجا این حرفها آمده است؟ از كجا معلوم است كه ما پیش خدا مقرّبتر هستیم و بر این مسئله به دیگران افتخار میكنیم؟ چه كسی گفته است؟ مگر ما قاضی هستیم؟ مگر ما دستگاه ربوبی را در مقیاس آوردهایم؟ چه كسی این حرف را زده است؟

