آثار ملکوتی گفتار و رفتار انسان بر نفس خویش
17ولی شما مشاهده میكنید بسیاری از اینهایی كه ما اینها را افراد خلاف میبینیم در واقع اینها خلاف نیستند. ظاهر نامناسبی دارند، نمیدانند. معاند نیستند، غرض ندارند. چرا ما باید با دید بد به اینها نگاه كنیم؟ چرا وقتی میبینیم جوانی الآن ظاهر نامناسبی دارد پس باطن او هم خراب است. چرا؟ نه! شاید باطن او به مراتب از ما بهتر باشد و به مراتب به خدا نزدیكتر باشد و به مراتب استعداد صلاح او بیشتر از ما باشد. از كجا این مسئله را اثبات میكنیم؟ دیدگاه ما، انظار ما، آرا ما در قضاوت باید تغییر كند. ما باید از ظاهر بیرون بیاییم، ما باید ظاهر را معیار قرار ندهیم. اینجا است كه دیگر خدا میداند كه چه چیزهایی نهفته است.
ظاهرش چون بوذر و سلمان بود *** باطنش كفر ابیسفیان بود ظاهرش چون گور كافر پر حُلل *** باطنش قهر خدای عزوجّل1 كفار مسیحیها بعضی از اینها را وقتی در قبرستان در گور میگذارند با آنها چیزهای زینتی هم میگذارند، قبرستان نصاری یا قبرستان زردشتیها از این مسائل هست.
ظاهر صلاح، ظاهر به هیئت و به زی اهل صلاح، ولی در باطنش به تعبیر مرحوم آقا زیر هر موی ریشش یك شیطان نهفته است و او را به سمت و سوی ظلمت و كدورت و جهنّم سوق میدهد. حالا چه كسی میداند؟ چه كسی خبر دارد؟ باید بنشینیم شیطانها را یكی یكی بشماریم! ببینیم این چند تا و آن چند تا! حرف زیاد است، نه مجلس گنجایش دارد و نه فضا هیچكدام، كه ما بخواهیم در این زمینه مطلب بگوییم و مسئله بگوییم.
یك وقت مرحوم آقا میفرمودند اگر قرار بود دین خدا به دست ما و امثال ما بیفتد اثری از دین باقی نمانده بود. دین خدا را همین داش مشتیها و همین افرادی كه به ظاهر، ظاهر نامناسب دارند و همین افرادی كه ما اینها را به حساب نمیآوریم اینها نگه داشتند. اینها دین را نگه داشتند!
- مثنوى معنوى

