وابستگی ارتقاء نفس سالک به کیفیّت تغذیه و نحوۀ اکتساب اموال
9به خاطر چیست؟ به خاطر ملكوت سخن است كه از دهان او برمیآید، نه به خاطر حرفهای اوست، حرف او حرف عادی است، مثلا دیروز رفتم در آن جا و این كار را انجام دادم و بعد برگشتم، پنج دقیقه فقط چیزی را تعریف میكند، حرفی نزده، مسئله مهمی نگفته، ولی شما میبیند كه مكدر شدید. این كدورت از كجا آمد؟ این كه حرف بدی نزده است، این كه سبّ نكرده، این كه دشنام نداده، این كه كفر نگفته است. ولی قلب مكدر است، لذا گفتهاند كه نباید هر چیزی را گوش داد و پای سخن هر كسی نباید نشست، برای این مسئله است كه انسان ناخداگاه ...
یكی بود در زمان سابق، خب در همان زمان سابق، بعضی از اینها آمدند، سخنوران آمدند نمیدانم گویندگان آمدند، از اینها بودند و سخنرانی بود و ... و آنهایی كه سنشان اجازه میدهد و آن مسائلی را كه در آن موقع بود به یاد دارند متوجه عرایض بنده میشوند، كه خب چه مسائلی بود و چه بساطی بود.
یك شخصی بود از همین افراد و از همین سخنوران وقتی كه صحبت میكرد جداً مانند یك ساحری كه با سحر كلام خودش، با سحر خودش قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ1 در مقابل حضرت موسی وقتی سحره آمدند كه مردم را بر مقتضای اراده خود برگرداندند، مردم مار دیدند، در حالی كه آن طناب بود، ولی مردم مار میدیدند. یعنی سحره بر مثال و بر تخیل و توهم راعی و ناظر غلبه میكند، به واسطه یك قدرت نفسانی و به واسطه یك حركاتی كه حالا خود این یك بحثی دارد. كه حالا چه حركات موازی و معتدلی باید انجام بدهد كه ذهن مخاطب مخصوصا افرادی كه از نقطه نظر نفس دارای نقاط ضعف هستند، اینها را ببرد در توهم و وقتی كه برد در توهم آن خواست خودش را به صورت در او القاء میكند و او همان را میبیند كه این میخواهد و در این جا دیگر مسائل خیلی زیاد است و این جا جای صحبت آن نیست. چون خیلی بحث قابل برای گفتگو و كشش است، خیلی زیاد، كه چگونه صحبتها اثر میكند و اینها را اگر خدا بخواهد و توفیق بدهد شاید در ادامه سلسله همین مباحث راجع به كیفیت سخن گفتن و همنشینی با رفیق و كیفیت اتخاذ رفیق و صدیق و آثاری كه میتواند این مسئله بر ما به وجود بیاورد انشاءاللَه صحبت بكنیم.
- ا- سوره الاعراف (٧) آيه ١١٦

