وابستگی ارتقاء نفس سالک به کیفیّت تغذیه و نحوۀ اکتساب اموال
وابستگی ارتقاء نفس سالک به کیفیّت تغذیه و نحوۀ اکتساب اموال
6مطلب دوم كه مهم است اثر ملكوتی است كه بین انجام این فعل و بین نفس و مثال انسان حاصل میشود و اختصاصی هم به فعل خوردن ندارد. همان طوری كه عرض شد باید سالك نحوه تغذیه خود را به كیفیتی قرار بدهد كه آن اثر مثال و ملكوت بتواند او را در حركت به سوی تجرد و در حركت به سوی توحید كمك كند نه این كه راه را بر او ببندد. ولی این اثر همان طوری كه عرض شد فقط اختصاص به خوردنیها ندارد، بلكه صحبت كردنهای ما، كارهای عادی ما، تفكرات ما، نیات ما، تصرفات ما، تمام اینها دارای این اثر هستند.
یك تفكر در ذهن انسان میآید، انسان میبیند قبض پیدا كرد، حالش عوض شد، یك تفكر در ذهن انسان میآید، یك خاطره در ذهن انسان خطور میكند، انسان میبیند انبساط پیدا كرد و به وجد آمد، صحبتی را میشنود حالت كدورت پیدا میكند، یك صحبتی از اولیای خدا را میشنود، گاهی اوقات دو دقیقه، دو دقیقه كلام اولیای خدا را شنیدن، انسان را از جا بلند میكند و به حركت درمیآورد. صحبت یكی است، آن صحبت از دهان كسی برآمده است كه قلبش متصل به ملكوت است، پس مثال او مثال ملكوت است، و این سخن از دهان كسی برآمده است كه قلبش و سرّش و ضمیرش متصل به جهیم و عقبات و دركات نار است و عالم ظلمت و كدورت است. فلهذا وقتی كه شما دو دقیقه صحبت یك نفر كه دارای كدورت است، یك آدمیكه دروغ میگوید، همین حرف عادی او را بشنوید كه آقا این لیوان آب را از این جا بیاور، اینجا یك دفعه میبینید برگشتید، چرا؟ چون این آدم، آدم دروغگو است. قلبش مكدر است، قلبش ظلمانی است، آدمی كه فاسق است، آدمی كه خان است، آدمی كه ظالم است و ظلم میكند، جائر است، وقتی كه صحبت میكند میبینید گرفته شدید، با این كه حرفهای بدی هم نمیزند، حرف بدی نمیزند، ولی میبینید گرفته شدید، این گرفتگیبه خاطر چیست؟ به خاطر ملكوت سخن است كه از دهان او برمیآید، نه به خاطر حرفهای اوست، حرف او حرف عادی است، مثلا دیروز رفتم در آن جا و این كار را انجام دادم و بعد برگشتم، پنج دقیقه فقط چیزی را تعریف میكند، حرفی نزده، مسئله مهمی نگفته، ولی شما میبیند كه مكدر شدید. این كدورت از كجا آمد؟ این كه حرف بدی نزده است، این كه سبّ نكرده، این كه دشنام نداده، این كه كفر نگفته است. ولی قلب مكدر است، لذا گفتهاند كه نباید هر چیزی را گوش داد و پای سخن هر كسی نباید نشست، برای این مسئله است كه انسان ناخداگاه ...

