تأثیر جنبه باطنی و ملکوتی نعمتهای خداوند متعال بر نفس انسان
21من را به این جا رساند، آن شب من را آدم كرد و من پیگیر شدم.
ببینید این مرد بزرگ تیز بوده است، رِند بوده است، رِند بوده، فهم داشته و الا اگر ما بودیم در چكار میكردیم؟ بله، بهتر است كه احتیاط شود و این برنج خورده نشود، بیچاره صاحبخانه بدبخت، با شرمندگی و خجالت و ... تفاوت دو مكتب این است، این مكتب حفظ حرمت مؤمن و حفظ احترام مؤمن، حفظ شخصیت مؤمن را اصل میداند، نه اقتصار بر ظاهر و توقف بر ظاهر و سكون بر ظاهر و ظاهر را منزلگاه قرار دادن. لذا در این جا من گفتم كه این مسئله را از باب نمونه خدمت رفقا عرض كنم كه این طور نیست كه انسان وقتی كه هر جا میرود اول بنشیند سوال كند كه این مال را از كجا آوردهای؟ این غذا را از كجا آوردهای؟ این زشت است، این غلط است، انسان باید حمل بر صحت كند، بله اگر واقعا در یك مورد مشكوك بود، خودش یك تمهید بكند، از آن غذا نخورد یا اگر مجبور شد و دیدی كه ممكن است كه حرمت شخص بشكند و احترام او مخدوش شود پولش را برود صدقه بدهد، برود صدقه بدهد، نیت میكند این پول را به عنوان صدقه كنار میگذارد و بعد میخورد و هیچ اشكالی هم در این جا پیش نمیآید، چون همان موقع كه نیت میكند و این مال را در نفسش خارج میكند ملكوت غذای او تغییر پیدا میكند و عوض میشود تا الان یك صورت دیگری داشت ولی الان یكدفعه صورتش برمیگردد.
پس به این راحتی آمدند راه ما را درست كردند، مسیر ما را مشخص كردند، چرا ما هی این را قلمبه سلمبه كنیم؟ چرا هی بر خودمان سخت بگیریم؟ نه، انسان میتواند به همین كیفیت عمل كند. لذا در مسئله تغذیه باید این جهت رعایت شود كه در موارد مشكوك انسان از غذا مصرف نكند، حالا مورد حرمت كه هیچی بماند، مصرف نكند و بداند كه تأثیر سوء دارد، در بعضی از مواضع كه چارهای نیست، انسان میتواند این عملی كه بنده گفتم را انجام بدهد دیگر در آن جا برای او مشكلی پیدا نخواهد شد. این مربوط به جنبه ملكوتی وجنبه مثالی غذا و مأكولات است و همان طوری كه خدمت رفقا عرض شد این قضیه هم در مورد اشتغال و هم در مورد كارهایی كه انسان انجام میدهد، ارتباطاتی كه با افراد دارد، صحبتی كه با افراد میكند، تمام اینها دارای یك صورت مثالی و یك صورت ملكوتی هستند كه نفس انسان با آن صور ملكوتی وحدت و اتحاد پیدا میكند و به واسطه آن صورت ملكوتی و مثالی است كه توفیق برای عبادت و توجه و تقرب پیدا میكند یا نمیكند. این به او برمیگردد و تا نفس انسان آمادگی برای توجه به پروردگار پیدا نكند انسان نمیتواند خود را برای این مسئله آماده كند، روحش كسل است، اگر هم برای نماز بلند شود با روح كسل نماز را میخواند، مكرَه میخواند، خودش اشتیاق ندارد، انبساط ندارد، زیرا توجه به پروردگار باید با نفس نورانی و صورت نورانی مثالی باشد در حالتی كه این شخص آن صورت ملكوتی و صورت مثالی خود را با كارها و مأكولاتی كه دارای صورت مثالی نامناسب هستند مشوه و مكدر كرده است لذا انسان كسالت در خودش میبیند، كدورت میبیند، سستی میبیند، رخوت میبیند ...، شد؟ نشد؟ حالا بگیریم بخوابیم! حالا این كار را هم نكردیم، نكردیم! این را در خودش مشاهده میكند عرض كردم اینها مسائلی است كه دقیقا با عبادت انسان

