تأثیر جنبه باطنی و ملکوتی نعمتهای خداوند متعال بر نفس انسان
11آب مصرف نكردند، دو مشت آب به اندازه یك لیوان، بنده با مرحوم آقا بودم، با یك لیوان و خردهای وضویشان تمام شد، دو لیوان شد یا نشد نفهمیدم، به اندازه همین لیوانی كه الان در دست من است.
بنده با ایشان در عرفات بودم، در همان سفر اولی كه بنده به حج مشرف شدم، حدود هفده سالم بود و اولین سفر ما بود، ظهر بود كه ایشان فرمودند بلند شو آسیدمحسن آفتابه را بردار، آن زمان كه دوش و حمام نبود، عرفات بیابان بود، غسل روز عرفه هم مستحب است، همچنین غسل شب مشعر، روز عید قربان، اینها غسل دارد، ایشان گفتند آفتابه را آب كن بیاور، یك آفتابه قرمز پلاستیكی بود من آن را آب كردم و آمدیم از خیمه دور شدیم، صد متری دور شدیم، آن جا ایشان فرمودند شما آب بریز و من دست میكشم، من آب میریختم و ایشان دست میكشیدند و غسل میكردند، و غسل ایشان با دو سوم آب آن آفتابه تمام شد، یك سوم آن باقی ماند و بنده نیز با آن یك سوم دیگر غسل كردم، یعنی با یك آفتابه هم ایشان و هم بنده غسل كردیم، بسیار خب این غسلی كه ما كردیم قطعا ثوابش و مرضی بودن و مقرب بودن آن نسبت به خدا، از مصرف كردن دو تن آبی كه آن آقا برای غسلش مصرف میكرد قطعا بالاتر است و قطعا مورد رضای بیشتر خدا است، چرا؟ چون حرام است آب را انسان اتلاف كند، حرام است، كجا ائمه این كارها را میكردند؟ كجا بزرگان این كارها را میكردند؟ اینها مسائل مهمی است، مسئله مهم این است كه انسان این امور را به عنوان قنطره و پل برای رسیدن به مقصود در نظر بگیرد، نه این كه در همین جا توقف كند و این امور را منزلگاه قرار بدهد، خطر این جا است كه این مسائل تبدیل به موقف بشوند، تبدیل به منزلگاه بشوند، و تبدیل به جایگاه بشوند نتیجه این كه میماند.

