تأثیر جنبه باطنی و ملکوتی نعمتهای خداوند متعال بر نفس انسان
20این جناب فرهاد میرزا كه در كنار این مرد بزرگ نشسته بود، صدا كرد كه آی مردم در این فضله هست، یكدفعه همه متوجه شدند و نگاه كردند، او گفت بیا آقا این هم نشانه آن كه الان این فضله موش در اینجا است، همه برنج نجس است بگذارید كنار، صاحبخانه آمد، ناراحت، متوحش همه گفتند كه عجب و زمزمه شد ...
خیلی غلط است، خیلی بد است دیگر، اینها افرادی هستند كه مربی نفوس هستند، اینها مربی نفوس هستند و روش سلوك را اینها به انسان یاد میدهند ببینید: یك مرتبه ایشان گفت ایشان اشتباه كرده است این مسئله نیست، این فضله موش از ریش او افتاده توی این ظرف برنج نگاه كنید، دست گرفت زیر ریشش گفت نگاه كنید یكی یكی هی فضله موش از این درآمد یك، دو، سه مثل این كه ریش او انبار بوده!، چند تا موش مگر ریش او را تبرك كرده بودند؟! ببینید از ریش ایشان این افتاده و گردن صاحبخانه بیچاره گذاشته است، رو كرد به او گفت حالا حالت جا آمد؟ صدایت درنیاید! این دفعه اگر آمدی سرت را بیانداز پایین، خودت نخور، چكار داری آبروی صاحبخانه را میبری، بعد فرهاد میرزا آمد و تسلیم شد و بیعت كرد و گفت نوكرتیم، مخلصتیم، بیا و ما را آدم كن، لذا وقتی از او میپرسیدند كه به این مقامات از كجا رسیدی؟ میگفت آن شب

