تأثیر جنبه باطنی و ملکوتی نعمتهای خداوند متعال بر نفس انسان
19ولی رسول خدا یك ثانیه درنیاید و همین كار را هم كرد، یك مرتبه پیغمبر از خواب بیدار شدند، ببینید، اینجا همه نقطهها با هم پیوند میخورد، یا علی نماز خواندهای؟ نه نخواندهام، خب چرا من را بیدار نكردی؟ صد سال هم بگذرد من شما را بیدار نمیكنم، هزار سال میخواهد نماز من قضا شود، اینها را من دارم میگویم، حالا حضرت چه جواب دادند نمیدانم، نه من شما را بیدار نمیكردم، گفتند عیب ندارد بلند شو نمازت را ادا بكن، كه اگر حضرت بلند میشدند و میخواستند نماز را بخوانند نماز قضا میشد، خب حضرت میبایستی بروند وضو بگیرند ...، حضرت فرمودند حالا برای این كاری كه كردی بیا و خورشید را برگردان و نماز را به طور ادا بخوان تا این كه همه مردم بدانند، بدانند سرّ این عمل تو را، سرّ عملت را بدانند، كه این سرّ عمل باعث میشود كه انسان خورشید را برگرداند و ایشان برمیگرداند خورشید را، البته این برگرداندن كار امیرالمؤمنین نیست، كار بچه مكتبیهای علی است، امیرالمؤمنین ننگش است كه بیاید این كار را انجام بدهد و خورشید را برگرداند و سماوات را بیاید نگه دارد و ... مگر آصف برخیا انجام نداد؟ آصف برخیا مگر خورشید را برنگرداند؟ مگر تخت بلقیس را به یك چشم به هم زدن حاضر نكرد آصف برخیا از نظر قدرت روحی و ظهور اسماء الهی در نفس او، آن طوری كه امام صادق علیهالسّلام میفرمایند یكی داشت و ما اهل بیت هفتاد و دو برابر داریم، یعنی در جریان حضور در مشیت الهی در یك استعداد قرار داشت، در یك هفتاد و دوم قرار داشت و با این یك هفتاد و دوم توانست خورشید را برگرداند تخت بلقیس را در یك چشم به هم زدن بیاورد و در تمام كواكب و افلاك بتواند تصرف كند، ماده مخلوقات را خدا در اختیار حضرت آصف برخیا به واسطه این یك اسم قرار داد، امام صادق میفرماید ما هفتاد و دو برابر داریم، چه میشود اصلا؟ اصلا یعنی چه؟ بعد حضرت میفرمایند شیعیان ما هم مانند ما خواهند بود، پس معلوم میشود اینها مال كیست؟ این بچه مكتبیها، اینها از این مسائل دارند، خب امیرالمؤمنین علیهالسّلام به حاق مسئله رسیده، به حقیقت قضیه رسیده و به باطن دین رسیده و این نماز را منزلگاه قرار نداده است بلكه پل و قنطره برای رسیدن به مقصود قرار داده است.

