تأثیر جنبه باطنی و ملکوتی نعمتهای خداوند متعال بر نفس انسان
17و در یك راستا شكل میگیرد دیدند كه نماز دارد قضا میشود و پیغمبر هم بلند نمیشوند. خب چه باید كرد؟ اگر ما باشیم چه میكنیم؟ خب نماز عصر است و واجب است! بایستی كه پیغمبر را بیدار كرد! خب یك ساعت خوابیده، نیم ساعت خوابیده، حالا فوقش بیدار بشود چه اشكال دارد؟ دوباره بخوابد! ولی خب نماز ما قضا نشود! چون نماز ما اگر قضا شود عرش و ملكوت خدا به هم میریزد! اصلا تمام عالم همه امورش مختل میشود! جبرائیل دیگر نمیفهمد چه كند! همه معطل هستند كه نماز مثل من بالا برود و آنها تحویل بگیرند و به عرش خدا ببرند و هدیه كنند ...! بله خدایا ببین بنده تو، سر پیغمبر را گذاشت كنار به خاطر این كه نمازش قضا نشود، ببین چنین مقامی دارد! تمام ملائكه صف به صف ایستادهاند و دارند نگاه میكنند كه ما نمازمان را خیرسرمان بخوانیم و اینها بگیرند ببرند بالا به پیشگاه پروردگار! خب ما اگر ما باشیم ما این كار را میكنیم، نماز عصر واجب است، ولی بیدار كردن پیغمبر كه حرام نیست! خب بیدارش میكنیم، عیب ندارد، چه اشكال دارد بیدارش كنیم؟ ولی امیرالمؤمنین این كار را نكرد، این كار را نكرد، حالا شاید هم امیرالمؤمنین نشسته نمازشان را خوانده ما كه نمیدانیم، نماز را به هر كیفیت میشود خواند، الان بیدار كردن پیغمبر خب خودش یك محذوری است، ما در روایت داریم كه حضرت نماز را نشسته خواندند، ما اصلا بنا را میگذاریم بر این كه حضرت نماز را نخواندند و نمیشود هم غیر از ایستاده خواند، بسیار خب امیرالمؤمنین حساب میكنند آیا بیداركردن پیغمبر اهمیت آن بیشتر است و ضرری كه در این جا متوجه است كه انسان رسول خدا را بیدار كند و او را از این راحتی درآورد و از این حالت آرامش و آسایشی كه الان برای او حاصل شده است درآورد یا این كه نمازش را بخواند كه تكلیف است؟ این جا است آن شمّ عرفانی و نور الهی و بصیرت باطنی به كمك فقه تخصصی و اجتهادی و استنباط میآید و برای انسان و برای یك مجتهد آن حكم واقعی الهی و حكم اللَه را روشن و تبیین میكند.

