ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان
توضیحات:
کیفیت صحیح عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام
ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان
16در بعضی از تعبیرها شما نشنیدید كه فلانی، مردن در بستر برای او كم بود. چرا كم است، چرا كم است؟ چرا انسان حتماً فقط باید به یك طریق خاصّی از این دنیا برود؟ چه كسی گفته؟ این همه از بزرگان مگر به همین كیفیت از دنیا نرفتند؟ خود همین افراد مگر به همین كیفیت ظاهری از دنیا نرفتند همینهایی كه این حرفها را میزدند. حالا چه شد؟ هیچ چیز. یك مسیری است خدا تعیین كرده است. حالا یك نفر باید با این بیماری از دنیا برود. آن یكی باید با آن بیماری از دنیا برود، آن یكی در پروندهاش نوشته شده كه باید در میدان حرب و جهاد از دنیا برود. حالا مرحوم آقا كه ولی الهی است چون با ایست قلبی و سكته و امثالذلك از دنیا رفتند ثواب جهاد در راه خدا و شهادت را به ایشان نمیدهند؟ میدهند، بالاترش را هم میدهند. چرا؟ چون وحدت دارد، معیت دارد. اگر این شخص در روز عاشورا بود و با اصحاب سیدالشّهدا بود آیا جزء همان افرادی بود كه شب عاشورا گذاشتند و رفتند و از تاریكی خیمه استفاده كردند یا میماند پای كار و تا آخر هم میایستاد و مانند زهیر بن قین و بقیه اصحاب وفادار حضرت كه عرض میكردند به حضرت اگر هزار مرتبه ما را بكشند و چه كنند و خاكسترمان را فلان كنند ما دست برنمیداریم، چه بود؟ میایستاد این همچنین مردی بود. پس این با آنها است. پس این با آنها است. فقط فرقش این است كه زمانه هزار و دویست سال او را دیرتر به دنیا آورده است كه آن هم دست خودش نبوده است. مگر دنیا آمدن ما دست خودمان است؟ نه.
اگر روز قیامت ما به امام حسین بگوییم كه ما چه گناهی كردیم كه در روز عاشورا نبودیم و اگر بودیم مانند اصحاب تو فداكاری میكردیم چرا ثواب را خدا به آنها میدهد به ما نمیدهد امام حسین چه جوابی دارد به ما بگوید؟! میگوید شما نبودید. میگوییم مگر بودن دست ما بوده است؟ شما امتحان میكردید، امتحان میكردید ما را در آن زمان میدیدید كه ما جزء آن فراریها هستیم یا جزء آنهایی كه ماندند و تا آخر هم ایستادند و ذرّهای تردید و اضطراب و شك در وجود آنها نبود. حضرت میفرماید: هان! من جای حق نشستم. من جای حق نشستم. من جای عدل نشستم. من جای انصاف نشستم. مَن رَضِی بِعَمَلِ قَومٍ فَهوَ مِنهُم.1 اگر خودت را در موقعیتی احساس كنی. این احساس را من میگویم كه ما رفقا در این مجالس به دست بیاوریم، نه اینكه بر سر هم بزنیم، نه اینكه سروصدا و فریاد كنیم. با سروصدا این احساس برای آدم پیدا نمیشود. میدانید قضیهاش قضیه كیست؟
- درر الفوائد، ج ١، ص ٩١ (با مقدارى اختلاف).

