ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان
33السّلام به ما راه یاد میدهد، مبنا دارد به ما نشان میدهد، معیار دارد در اختیار ما میگذارد میگوید من نماز نمیخوانم برای اینكه در بهشت بروم، من نماز نمیخوانم كه در بهشت بروم. این همین است. آن نمازی كه در آن باشد كه انسان به بهشت برود دیگر آن نماز نیست. اینها دارند به ما یاد میدهند. این حرف از من نیست از خود ائمّه این مسائل است و نماز نمیخوانم به خاطر اینكه جهنّم نروم یعنی وقتیكه میگویم اللَه اكبر اگر به تو بگوید جهنّمی نیست. میرویم پی كارمان دیگر.
یكدفعه به رفقا گفتم. گفتم اگر از امشب، شب جمعه، در تاریخ فلان بگویند حالا فرض است دیگر، فرض كه اشكال ندارد در امشب یك توقیعی از ناحیه حضرت بیاید كه ما دیگر نماز را برداشتیم. میگوییم به به به! یكی یك جعبه شیرینی میخریم و پشتك میاندازیم و دیگر تمام شد. جهنّم درش بسته شد، سوختش تمام شد. این آتشها دیگر همه خاموش شد! بنشینیم با خودمان فكر كنیم، اگر واقعاً اینطور باشد چه حالی برای ما پیدا میشود خوشحال میشویم یا نه؟ اگر دیدیم خوشحال شدیم هان! قافیه را باختیم، قافیه را باختیم. یك فكری با خودمان بكنیم. من دارم معیارها را در اختیارتان قرار میدهم. بنشینیم فكر كنیم. الحمدلله راحت شدیم بابا بَه عجب امام خوبی است! به به چقدر خوب است این امام بیاید یكی یكی بردارد، امشب نماز، هفته بعد روزه، هر هفته یكی یكی بیاید بردارد.
امّا اگر مثل مرحوم قاضی، نه حالا مثل او، كه بفرماید اگر در عالم برزخ یا روز قیامت خدا بگوید من دیگر نماز را برداشتم آنجا دیگر چه خاكی بر سر كنیم؟ او فهمیده است. اگر خدا روز قیامت بگوید ما از تو نماز نمیخواهیم این را دیگر چكار كنیم؟ او متوجّه شده است كه در این نماز چه خبر است. آن فهمیده كلام امیرالمؤمنین علیه السّلام را كه میفرماید: من به خاطر جهّنم نماز نمیخوانم به خاطر عقاب نمیخوانم، اصلًا در موقع نماز عقاب را در نظر نمیگیرم، اصلًا در موقع نماز به این خاطر نمیخوانم كه اگر نخوانم عقاب است. ما اینطوری نیستیم؟ خدایی ما اینطور نیستیم؟ وقتی داریم نماز میخوانیم: بخوان نماز را، پشتش چوب استها فلان استها، برو زود بخوان. هیچ تا حالا فكر كردیم كه الان دارد یك سعادتی از ما از بین میرود، یك فیضی دارد میآید كه منتظر است كه ما میخوانیم یا نه؟ هیچ تا حالا به این فكر كردیم و با این نیت رفتیم نماز خواندیم آنوقت ببینیم چقدر فرق میكند. با این نیت تا به حال رفتیم به سمت نماز ظهر، نماز شب، مغرب و عشا و صبح یا نه آن است؟! بل وجدتك اهلًا للعبادة فعبدتك1 تو را اهل عبادت یافتم. باید من تو را عبادت كنم، وظیفه بندگی من است كه تو را عبادت كنم، بیایم با تو راز و نیاز كنم، بیایم فقر خودم را به تو نشان بدهم، بیچارگی خودم را به تو نشان بدهم، آن موقعیت تو را در نظر بگیرم موقعیت خودم را در نظر بگیرم، حال كنم با تو، حال كنم. تو در مقام معبودیت تو در مقام ربّ و من در مقام عبودیت و در مقام مسكنت. خیلی شیرین میشود، خیلی مسئله فرق میكند. اینها كسانی هستند كه توقّف نكردند. توقّف نكردند.
- عوالى الئالى العزيزة فى الأحاديث الدينية، ج ٢، ص ١١.

