ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان
29مصیبت ببینی؟ چرا نمیخواهی آن رحمت امام حسین را بالاتر از همه چیز ببینی؟ چرا نمیخواهی خودت را نزدیك به آن افق كنی و از آن افق به جریانات نگاه كنی؟ چرا؟! همین. فقط ماندیم در این مصیبت كسی حرف نزند.
الان در بسیاری از این بلاد هند و در پاكستان و امثالذلك برای سیدالشّهدا خیلی مصیبت زده هستند تمام اینها به این قضیه مصیبت زدگی مبتلا هستند. هر كسی بیاید هر دروغی بگوید ولی مصیبت عاشورا را بدتر كند این پیش مردم محبوبتر است. هر دروغی میخواهد بگوید! چندی پیش بود شنیدم سید عالمی آنجا، در هند یا در پاكستان ظاهراً در هند بوده آمده گفته كه در شب عاشورا سیدالشّهدا و اصحابشان رفتند غسل كردند، خودشان را تنظیف كردند. زدند این را از مسجد بیرون كردند این را تبعید كردند كه تو به چه حقّی آمدی این حرف را زدی؟ یك قطره آب پیدا نمیشد آب غسل از كجا پیدا كردند در شب عاشورا؟ این چیست؟ بابا من تاریخ دیدم، تاریخ خواندم. دارم واقعیت را بیان میكنم. نه اصلًا تو حق نداری. حالا اگر بگوید امام حسین از وقتیكه مادر به دنیا آمد لب به آب نزد، هان! این درست است! این درست است! پنجاه و هفت سال از سنّ امام حسین گذشت تمام این پنجاه و هفت سال در عطش بود و در چه بود. این درست میگوید، این درست است! اینها همه تخیلات است. همه اینها توهّمات است. امام حسین كه نخواسته ما در روز عاشورای تخیلی گیر كنیم. در روز عاشورای عقلانی سیدالشّهدا خواسته ما را حركت بدهد. در روز عاشورای منطقی، در روز عاشورایی كه مظاهر جمال الهی به نحو اتمّ در تاریخ خلقت ظهور پیدا كرد در این وادی سیدالشّهدا میخواهد ما را حركت بدهد در آنجا راه ببرد.
لذا به حضرت زینب توصیه میكند: لایذهبنّ بحلمك الشّیطان1 شیطان نیاید صبر تو را ببرد، شیطان نیاید حلم تو را ببرد، همیشه خدا را ببین. همیشه بر این جریانات خود را غالب ببین. دلت شكست اشكال ندارد گریه كردی اشكال ندارد. ولی همیشه خود را مسلّط بر اوضاع فرض كن. حضرت زینب میآید در مجلس ابن زیاد میگوید: چگونه دیدی كار خدا را و قهر خدا با برادرت؟ میفرماید: ما رأیت إلّا جمیلًا.2 زیبا میبینم، نمیبینم او را مگر زیبا. این حرف را حضرت زینب برای خود را از دست ندادن نگفت، به خاطر اینكه در مقابل آن خود را نبازد نگفت، به قول ما خودش را از دسته نیندازد، به خاطر اینكه حالا او را بكوباند نگفت، نه. اینها همه تعابیر ماست. تعابیر ماست كه در وقایع مختلف از این تعابیری داریم كه صدتای آن یك غاز ارزش ندارد چون هیچ پشتوانه ندارد نسبت به اینها. حضرت زینب آن احساس خود را بیان كرد. حضرت زینب آن جمال مطلق الهی را در این جریان دارد مشاهده میكند. مگر میتواند غیر از این بگوید، حتی زبانش برنمیگردد به غیر از این، زبان حضرت زینب اصلًا به غیر از این برنمیگردد. فكر نمیكند همینطوری میآید این كلمات از قلب برمیخیزد و میآید جلو. چون آن جمال را در نقطه اتَمّ احساس كرده است و حاضر است
- وقعة الطف، ص ٢٠٠.
- مثير الأحزان، ص ٩٠

