ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان
11حسابی و كتابی! یعنی اگر شما حساب كنید مصیبتی كه بر امام سجّاد علیه السّلام در این مدّت آمد و قضایایی را كه امام سجّاد با چشمش در كوفه دید؛ تمام آن اهل بیت سیدالشّهدا، خواهر، زن، خواهرزاده، دختر، تمام اینها مسئولیتش با امام سجّاد بود دیگر! این مصیبتی كه بر امام سجّاد علیه السّلام در طول مسیر آمد، تحقیقاً اگر نگویم بیشتر از مصیبت كربلا بوده، كمتر نبوده. مصیبت كربلا چه بوده؟! بالاخره زدن و كشتن و از بین بردن بوده است دیگر. آمدن به این نحو به این كیفیت، آن قضایایی كه مربوط به خود حضرت و پاهای حضرت را با زنجیر به زیر شتر بستند كه با هر حركت شتر، تمام این زنجیرها میكوبید بدن امام سجّاد را، یك دقیقهاش را ما نمیتوانیم تحمّل كنیم. میگویم بنده دیدم در موزهای كه در آنجا بود آن اوضاعی كه در آنجا بود. تیر میآید به آدم میخورد آدم بعد از ده دقیقه میمیرد. نهایت آن این است دیگر. این هر آنی یك تیر دارد فرو میرود، هر آنی یك نیزه دارد به بدن آدم فرو میرود. تمام هم نمیشود. یك روز، دو روز، سه روز، ده روز، بیست روز، حتّی تا یك ماه هم نقل شده است و مطالب دیگر و آن جریانات دیگر به جای خود.
این به این نحو آیا اقتضا نمیكند كه شیعه نسبت به این مسئله متأثّر بشود؟! قطعاً همینطور است. قطعاً همینطور است انسان در عزاداری سیدالشّهدا و ائمّه علیهم السّلام احساسش او را برمیانگیزد كه در این مصیبت خود را حاضر ببیند و ناظر ببیند و آن وضعیت را درك كند و آن تألّمات را احساس كند تألّم را احساس كند.
وقتیكه مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملكی تبریزی أعلی اللَه مقامه در مناجاتش با خدا میگوید: «ای كاش، ای كاش آن عمودی كه بر فرق علی اكبر تو آمد بر فرق فرزند من میآمد» این احساس میكند این مسئله را؛ «ای كاش آن تیری كه بر چشم ابالفضل تو میآمد آن تیر بر چشم من میآمد»؛ ای كاش ... این دروغ نمیگوید این راست میگوید، این احساس میكند. واقعه عاشورا را احساس میكند لمس میكند. چون از اولیای الهی است، ولی خدا است، معیت دارد احساس میكند، معیت دارد. مثل ما نیست كه فقط فیلم بازی كند. نه، او معیت دارد او با خود وجود حقیقی امام علیهالسّلام اتّحاد برقرار كرده است و آن وجود، در مظاهر مختلفه جمال و جلال الهی در هر موقعیتی كه قرار بگیرد این هم در همان موقعیت وجدان میكند. لذا درست میگوید.

