اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان

16626
عنوان بصری
نسخه عربی

ضرورت نگاه جامع به طول حیات ائمه علیهم السلام و عدم اکتفا به مصائب ایشان

9
  •  گرما ...

  •  واقعاً عجیب است آن داستان منهال‌1 وقتی‌كه می‌گوید آمدم دیدم همین كه حضرت، پشتش را برگرداند دیدم خون از آن زنجیر و اینها جاری است. اینها بشر بودند، اینها مسكّن كه نمی‌خوردند. مسكّن كه تزریق نمی‌كردند، آنها هم عصب داشتند، آنها هم درد داشتند. این الم و جراحت امام سجّاد علیه السّلام به چه نحوی بود كه تا زمان شهادت امام سجّاد علیه السّلام این‌طور بود و حضرت به كسی نمی‌گفت كه وقتی حضرت را داشتند غسل می‌دادند، اصحاب امام سجّاد وقتی نگاه می‌كنند به آن بدن حضرت، می‌بینند هنوز زخم و آن آثار است، امام باقر می‌فرمایند این مربوط به همان جریان است. چه كسی اینها را تحمل كرد؟ چه كسی این مسائل را این‌طور به این وضعیت تحمل كرد؟

  •  آن‌وقت می‌آیند مسائلی بیان می‌كنند عجیب! چرا امام سجّاد با فرستاده یزید در مدینه بیعت كرد؟ مگر امام بیعت می‌كند؟! نمی‌شود امام بیعت كند! یعنی كسانی می‌آیند بر امام خرده می‌گیرند؛ افرادی مثل همین آقا شیخ عبّاس قمی، همین صاحب مفاتیح این مطلب را نپذیرفته! مگر می‌شود؟! نبایست این كار انجام بشود كه امام سجّاد با این فرستاده یزید، یك خون‌خوار قسی، كه سه روز تمام زنان مدینه را بر لشگر شام حلال كرد، یك همچنین حیوان درنده‌ای آورده امام سجّاد را یا بیعت كن با خلیفه مسلمین یا الان گردنت را می‌زنم؟ چه كار كند، چه كار كند امام؟! ما همین‌طور اینجا گرفتیم و نشستیم و خودمان می‌بُریم و خودمان می‌دوزیم و می‌گوییم نه نباید این كار را بكنیم. وضعیتی بود می‌كشتند امام سجّاد را، زمین خالی از حجّت می‌شد، دیگر امامی وجود نداشت، دیگر سرپرست امتّی وجود نداشت. شما خیال می‌كنید این بیعتی را كه امام سجّاد علیه السّلام با فرستاده و نماینده یزید می‌كند این خیلی راحت است؟! من قطع دارم، قطع دارم آن بیعتی را كه امام سجّاد علیه السّلام با فرستاده یزید در آن روز انجام داد هزار بار آرزوی مرگ می‌كرد تا اینكه این مسئله اتّفاق نیفتد، ولی باید انجام بشود، باید انجام بشود.

    1. منهال بن عمرو، يكى از هواداران اهل بيت بود كه در شام مى‌زيست. در روزهايى كه اسراى اهل بيت در خرابه شام بودند، روزى امام سجاد عليه السّلام بيرون آمد و با او برخورد كرد و گفتگوهايى ميان آن دو انجام گرفت و امام، از مظلوميت اهل بيت و شدايد دوران اسارت سخن گفت.