تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
36مرحوم آقا حاج معین یكدفعه برای ما این قضایا را میگفت و میخندید. البّته بله، یك توصیه كرده بود گفت: من آن توصیه را عمل نمیكردم كه البّته گفتن ندارد! ایشان میگفت كه من یك وقتی میرفتم منزل، یك منزلی بود مربوط به مخدّره بود، خانمی بود عفیفه و فلان، همسایهها را جمع میكرد روز پنجم ماه، سوّم ماه كه مثلًا منزلش یك ذكر مصیبتی داشت. و من از میدان امام حسین میرفتم آن جا، مثل این كه من این را به رفقا گفتم. این قضیه را حالا دوباره باز تكرار میكنم و همان موقع سابق، حالا این قضّیه حالا مال چهل سال پیش، چهل و پنج سال پیش، بله، چهل سال پیش، وقتی كه میآمد یك تومان میگذاشت در آن چایی كه برای من به اصطلاح آن سینی چای كه برای من میآورد، آن یك تومان را میگذاشت آن جا با آب نبات و اینها. ما خلاصه آن یك تومان را برمیداشتیم میگذاشتیم در جیبمان و میآمدیم. ایشان میگفت از این قضیه سالیان سال گذشت. گاهی میشد كه من برای رفتن به آن جا دویست یا سیصد تومان پول تاكسی میدادم. همان یك

