تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
11حالی بود عابس كه در همان حال كه تیر را از پای امیرالمؤمنین كشیدند و نفهمید، عابس در آن حال بود. یعنی تیر میخرود نمیفهمید، اصلًا نمیفهمید. شمشیر میخورد نمیفهمید! كه این یك مرتبه از فناء است كه نفس به طور كلی، قطع علاقه میكند! و پهلوان عجیبی بود، كسی نمیتوانست جلوی او بیاید. به تعبیر مرحوم آقا، عابس در آن لحظه فانی بوده است، كه آن عبارتی را كه ظاهراً از امام صادق علیهالسّلام است، بله، مثل این كه از امام صادق است كه لایمسون إلم الحدید اینها درد آهن را حس نمیكردند. این مربوط به بعضی نه همه، بعضی كه عابس بن شبیب شاكلی از اینها بود. مسئله این بوده است! كدام یك از اینها پیدا میشوند كه ما بیاییم برای قضّیه عاشورا ثانی فرض كنیم، ثالث فرض كنیم، رابع فرض كنیم، همه جا را عاشورا كنیم، همه جا را تاسوعا كنیم؟!! این افراد را الان به من نشان بدهید، نشان بدهید، نمیگویم اینها، یك دهم ایشان را به من نشان بدهید، یك صدم این را نشان بدهید، بالاخره نشان بدهیم! خب بیاییم ببینیم دیگر! ما هم آدم هستیم، ما هم میفهمیم، میرویم حرف میزنیم، میرویم صحبت میكنیم، میرویم محك میزنیم، و محك میزنیم ببینیم خب بالاخره قضّیه چیست؟ مسئله چیست؟ اینها چه كسانی بودند؟! میدانید اینها چه كسانی بودند؟!
اینها كسانی بودند كه نشسته بودیم در خدمت مرحوم حدّاد، در روز هشتم یا هفتم محرّم خدا، رحمت كند پدربزرگ ما را، مرحوم حاج آقا معین شیرازی، ایشان هم، بله، ببخشید قبل از محرّم بود این قضّیه، چند روز قبل از محرّم بود و ایشان هم آن جا مشرف بودند، و قبل از محرّم ایشان مراجعت كردند، بعد از صبحانه نشسته بودیم آن جا در منزل آقا مرحوم حاج آقا معین، جدّ مادری ما رحمةاللَه علیه ایشان رو كردند به آقای حدّاد و گفتند كه آقا این فقرهای كه در زیارت اصحاب سیدالشّهدا علیهالسّلام هست این چه جور میشود؟! هست این قضیه، چه طور میشود؟

