معنا، اقسام و مراتب رزق و روزی
17جالب باشد، معانی خوبی داشته باشد، میخوانیم. قرأ القرآن و وقف عنده. وقف عنده یعنی همان جا ایستاد، در همان ظاهر قرآن توقّف كرد و جلوتر نرفت. لذا عبداللَه بن مسعود از افرادی بود كه بالاخره در همین حد بود دیگر، نصیبش دیگر در همین حدود بود، بیش از این نبود. حضرت هر كدام را بیان میكنند برای هر كدام مطلبی را میفرمایند حالا ما كه این مجلس را داریم. مجلس سیدالشّهدا را داریم، این عزاداری را داریم چه باید بكنیم؟
آن شخصی كه سیر است وقتی میآید این جا سر سفره، نمیتواند دیگر غذا بخورد. این قضیه را داشتم میگفتم. فراموشم داشت میشد. قضّیه این بنده خدا را.
بعضی از دوستان ما نقل میكنند كه یك وقت در یكی از شهرستانها وسط زمستان بود، این شخص رفته بود در آن جا، كرسی بود و نشسته بودند و قرار بود كه او هم بیاید. یكی از افرادی كه در آن مجلس شركت داشتند آن هم بیاید و شام را دعوت داشت كه بخورد. اینها یك مقداری نشستند و اینها، دیدند نیامده یعنی آن شخص نیامده. این رو میكند: بابا شام را بیاورید بخورید. این الآن نشسته با زنش دارد شام میخورد بابا، (بنده دارم میگویم) نكند ما را سر كار گذاشته، شام را بیاورید بخوریم، گرسنه هستیم. این به اصطلاح بعد پیدایش میشود، بعد میآید. خلاصه رفتند آوردند. و بعد از اینكه شام تمام شد، یكدفعه دیدند آمد: آی ببخشید و دیر شد و گفتند: بابا بنشین، نشستی ما را سر كار گذاشتی! شام با زنت خوردی؟! آن پرتقال سبز هم كه زنت داشت برای تو پوست میكند بله خوشمزه بود كه خیلی خوشمزه. سرش را انداخت پایین. و او گفته بود، گفت كه این كه میآید این جا دیگر میل به غذا ندارد. آخر غذا آمده بود و نشست كنار. حالا این یك شوخی بود، ولی علی كلّ حال خب هر چیزی را هم نباید گفت. هر چیزی را نبایستی كه انسان ......! حالا این شخصی كه میآید در سر سفره مینشیند این كه نمیتواند زیاد بخورد، یك قاشق دو قاشق میخورد، دیگرنمیتواند.

