معنا، اقسام و مراتب رزق و روزی
10رسول خدا وقتی كه آن قضّیه روز قبل اتفّاق افتاد و گفتند كسی اگر طلبی دارد و شكایتی دارد آن شخص بلند شد و گفت كه در فلان جا شما خواستید عصا را كنید و به من خورد باید عصا را دارید دیگر جریان آن را. بعد همین طور آمد. منادی رسول خدا میگوید هر كسی شكایت دارد بیاید. نمیدانم هر كسی دعوایی دارد، نمیدانم هر كسی مطالبه دارد بیاید، مردم گریه میكردند كه رسول خدا دارد چه میكند! ده ساعت بعد از آن، پانزده ساعت بعد وقتی كه جنازه پیغمبر روی زمین بود كو آن گریهها؟ پس چه داری سقیفه میروی؟ كو آن گریهها چه شد؟ دیروز كه داشتی گریه میكردی، همه مجلس داشتند گریه میكردند. اوه اوه اوه! شما بردارید یك عروسك را كوك كنید اوه اوه میكند. كوك میكنند عروسك هست درست میكند، كه كوك میكنند میخندد باطری در آن میگذارند گریه میكند دراز میشود، راست میشود. این چی شد! پس این قضّیه چی شد؟ این قضایا به كجا رسید؟!
این كه داشت دیروز گریه میكرد در این پای صحبت پیغمبر؟! آن وقت انّی تارك فیكم الثقّلین كه در همان جا و در همان مجلس و در همان منبر گفت یادت میرود؟ یادت میرود؟ اینها همه به خاطر چیست به

