دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
9هم بیا آن جا دو روز به ما زحمت بده، بیحساب بشویم. غلط است، اصلًا نباید این حرف را زد! بله، بعدش شما تشریف بیاورید از دیدنتان خوشحال بشویم، از دیدن شما خلاصه منزل ما را تبّرك كنید، هزار تا حرف میشود زد، هزار تا تعبیر میشود آورد، حتماً باید بگویید از خجالت شما دربیاییم!
من دیدهام حتی من دیدهام یك وقتی از نزدیكان ما حرفی زد! بابا این چه حرفی است؟! او كه نفهمید ولی حالا تو دیگر نگو مثل این حرف، حرف صحیحی نیست، در فرهنگ اهل ادب این حرف زده نمیشود چون بالاخره توابعی دارد. این مسئله خب همین است. نعمت، نعمت است، تفاوتی ندارد.
گفتم: یك بار من ندیدم در عمرم در این دو سه سفرهایی كه با مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه بودیم در یك افرادی كه من دیده بودم، گاهی اوقات غذاهایشان فرق میكرد، تفاوت داشت. یا افرادی كه نقل میكنند، جریاناتی كه نقل میكنند. خدا بیامرزد مرحوم پدربزرگ ما قضایایی نقل میكرد نظیر این نان خشك و آب و فلان یا سبزی یا مثلًا دایی ما حفظه اللَه ایشان نقل میكرد كه وقتی در كربلا رفتیم یك همچنین چیزهایی بود میگفتند مزه آن تا الان زیر دندان ما مانده درست!
یك بار نشده كه ما از ایشان بشنویم، یك بار نشده از مرحوم پدرمان وقتی كه مهمان میآید بگویند كه آقا ببخشید لایق شما نبود! حالا انشاءاللَه این دفعه جبران میكنیم یا غذا مناسب نبود، وضعیت خوب نبود. بنده بارها و بارها در نظر دارم ایشان وقتی كه میآمد از مسجد به منزل، گاهی اوقات با بعضی از رفقا میآمدند كه در خیلی از اوقات، خدا رحمت كند مرحوم آقا سید مرتضی رضوی رحمة اللَه علیه و اعلی اللَه مقامه بود كه با ایشان، میآمدند و میآمدند ایشان و والده ما خواب بود. خوابیده بود. دیروقت میآمدند، خیلی دیروقت، ما هم خوابیده بودیم. ایشان میرفتند در این آشپزخانه پنیر پیدا میكردند با نان، برمیداشتند میآوردند یا تخم مرغ بود، درست میكردند.

