دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
9یك وقتی من با یكی از افراد كه اتفاقاً بنده خدا واقعاً در شبهه افتاده بود، واقعاً در شبهه افتاده بود، میگفت: ولی خدا برایش ـ حالا من نمیتوانم آن لفظی را كه ایشان به كار برد به كار ببرم صحیح نیست ـ فلان چیز از نظر عطر و رایحه با یك گل یاس فرق نمیكند؟ گفتم آخر احمق ولی خدا گرچه به مقام توحید رسیده ولی شامّهاش كه دیگر عوض نشده! آخر این چه قیاسی است كه تو داری میكنی؟ حالا اگر كسی فرض كنید كه به مقام ولایت برسد، به مقام توحید برسد و متوجّه بشود كه همه آن چه كه در عالم است از خدا است .... بله میكروب هم از خدا است، میدانیم ویروس هم از خدا است، میكروب هم از خداست، پس بیا ویروس وبا را بكن در بدنت!! خب این كه نشد، حالا چون این ویروس از خداست شما باید مبتلا به ویروس فلان هم بشوید چون از خداست!! خب بله چاقو هم از خداست پس بیا بكن در شكمت!!، خب گلوله هم از خداست پس بیا استفاده كن!! خب این كه نیست، همه چیز از خداست ولی هر چیز در جای خودش و مورد خودش و استفاده خودش.
الآن فرض كنید كه وضعیت من به یك شكلی است و به یك قسمی است كه این غذا برای من خوب است، خب این غذا خوب است آن غذا سمّ است اگر آن را بخواهم بخورم از بین میروم راهی را كه خدا در مسیر تكوین برای من قرار داده این راه است و اگر بخواهم تخّطی كنم میافتم و از بین میروم وقتی كه برای

