دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
24كشید، ـ خب حالا كشید دیگر ما كه در این زمینه دیگر نمیخواستیم صحبت كنیم ـ این است كه تمام آن چه كه در این عالم هست، چه مشهود آن و چه غیر مشهود آن در نزد ولی خدا و موحّد و در نزد امام صادق همه از ناحیه او است، همه از ناحیه او است و یكی بر دیگری از این نقطه نظر ترجیح ندارد همان طوری كه راحتی از ناحیه او است. غیرراحتی هم از ناحیه او است. سلامت از ناحیه او است، مرض هم از ناحیه او است، همه از ناحیه او است.
مطلب دیگر این است كه آن فطرت آدمی و فطرت انسانی در آن حدّی معتدل است و در آن حدی مستقیم است كه زیبا را زیبا را و زشت را زشت ببیند در آن چه را كه مربوط به عالم خلق است. زشت با بدی دو تا است یعنی نامناسب بودن به قول مولانا كه میفرماید:
سمّ مار آن مار را باشد حیات *** لیک آن مر آدمی را شد ممات (نسبتش با ادمى باشد ممات)
در آن جا به این قضیه ایشان میپردازند كه آن در جای خودش جایگاه خودش را دارد ولی همین اگر بخواهد از این جا حركت كند بخواهد به جایگاه دیگر برسد میشود نامناسب، میشود نامناسب و میشود قبیح و میشود زشت و میشود واجب الاحتراز، باید انسان احتراز كند، باید انسان دوری كند و اگر احتراز نكند مسئول است اگر انسان در جایی كه مظنّه برای هلاكت است خودش را قرار بدهد مسئول است باید برود كنار باید دوری كند چرا انسان باید حیوانی كه احتمال ضرر میدهد از بین ببرد؟ چون باعث هلاكت او است. شما اگر دارید در بیابان راه میروید میبینید یك ماری در بیابان میرود حق ندارید او را بكشید، بیابان است و حیوان دارد برای خودش میرود ولی اگر همین حیوان آمد در منزل و در اتاق میگویند واجب است بكشید چون باعث هلاكت میشود اگر همین مار آمد در باغ باید بكشید باعث هلاكت میشود. این جا واجب است ولی آن جا نهی شده است، چرا؟ چون در آن جا كاری به شما ندارد، كاری به شما ندارد، دارد زندگی خودش را میكند از مجرای تكوین و مرامیكه برای او ترسیم شده تخطّی نكرده، تخطّی آن جایی است كه از لانه بیرون بیاید وارد شود در شهر و بیاید در خیابان و در خانه، این جا كه آمد این جا تخطّی كرده و این جا باید او را از بین برد ولی اگر نه در جای خودش است در كوه فرض كنید حقّ ندارید او را بزنید بكشید حق ندارید، حیوانی است، خدا برای او زندگی قرار داده عمری قرار داده برای او یك مسیری قرار داده مرامی قرار داده، انسان نمیتواند آن را از بین ببرد و همین طور این مسئله، مسئله بسیار مهمّی است كه در مسائل اجتماعی خیلی این قضّیه برای انسان پیش میآید كه همان طوری كه عرض كردم انشاءاللَه در جای خودش بنده به این مسائل انشاءاللَه میپردازم بسیار مسائل مسائل دقیقی است كه دیدگاه اهل معرفت و توحید را كه همان منطبق با دیدگاه شرع و تكلیف هست كاملًا روشن میكند كه هر چیزی در جای خودش نیكو است و اگر از جای خودش حركت كند به جای دیگر و انتقال پیدا كند آن موقع مسئله و تكلیف دیگری پیدا میكند فلذا من به آن شخص گفتم كه نه اشتباه است در دیدگاه ولیخدا رائحه گل رائحه گل است و روایح غیرمناسب آن روائح نامناسب است و ناپسند است و خب ما این را مشاهده میكردیم غیر از آن، مگر بالاتر از دیدن هم دلیل دیگری هم هست مرحوم آقا از بوی گل خوششان میآمد بزرگان، اولیا و از بوی بد بدشان میآمد مثل ما، نه این كه

