دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
22سیانور نبوده كه كسی استنشاق كند نفهمد بیفتد، نه آقا، هزار تا تیر به آنها رفته حبیب بن مظاهر جلوی امام حسین ایستاد برای نماز آن قدر به او تیر زدند تا افتاد این جوری بود، این جوری شهید شد كه تیر به امام حسین نخورد حضرت نمازش را بخواند، اینها اصحاب امام حسین، حالا همین حبیب را بیاورند خب این حبیب میشود دربان، خب معلوم است به كجا میرسد، میگویند دوباره میخواهی بایستی روز عاشورایی پیدا بشود و اینها همان جور همان جور كه كشته شدن همین جور باشد میگوید آن یك دفعه بود حالا صد هزار بار هم بشود بهتر!! این مال چیست؟ چون به اصل زیبایی رسیده به اصل جمال رسیده جمال را آن طوری كه هست فهمیده نه آن طوری كه برایش ترسیم شده. و كمال را و چون جمال خدا است، جمال خدا هم صفتی است از صفات خدا همان طور كه ذات پروردگار لایتناهی است صفات پروردگار هم لایتناهی است، هر چه سیر كند در جمال این حبیب میبیند جا دارد، جا دارد او كجایش هست و ما تازه اوّلش هستیم حبیب تا الآن چه قدر در جمال سیر كرده؟ چه قدر؟ تازه اگر الآن از او بپرسی میگوید بابا ما تازه قدم اوّل هستیم تازه هنوز ما قدم اول هستیم چرا؟ چون انتها ندارد.
پس نه خیلی این جا مسائلی است خیلی واقعاً عجیب است من همین طور كه صحبت میكنم یاد خاطراتی میافتم از بزرگان از كلمات آنها كه در این زمینه میگفتند حالا میفهمم كه آنها مقصودشان چه بود، ما خیال میكنیم كه تمام عظمت خدا از این جا تا این سقف است و این سقف را هم دیدیم تمام شد دیگر!! حالا دیگر بعدش چیست؟ این را هم دیدیم سفید است و گچ است من فقط این را به شما بگویم كه آن صادر اوّل كه رسول خدا و علّت همه كائنات است تا الآن یعنی الآن كه خب دیگر جنبه مادی است و جنبه مادی معنا ندارد آن چه كه تاكنون در جمال خدا سیر كرده این مقدار است این مقدار است در بی نهایت یعنی اگر هر روز رسول خدا بگوید ربّ زدنی فیك تحیراً خدایا تحیر من را بیشتر كن باز فردا همین را میگوید اگر ببیند خب دیگر معنا ندارد كه خب چه را بیشتر كند این لیوان آب است من خوردم و سیر شدم و تمام شد و رفت تا دو یا سه ساعت دیگر نیاز به آب ندارم دیگر تمام.

