دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
10من جادهّ كشیده شده باید این جاده را بروم، این طرف پرتگاه است، این طرف هم پرتگاه است، این پرتگاه و این پرتگاه هر دو از خدا است این جاده هم از خدا است، حالا گفته كه خودت را پرت كن این جا؟ خب راه را باید رفت، این خیلی مسئله مسئله مهم و دقیقی است كه دارم عرض میكنم خدمتتان، در خیلی از موارد و مطالب این مسئله به درد میخورد و راه انسان را باز میكند كه همه چیز را موحّد از خدا میبیند همه چیز را از خدا میبیند ولی آن چه را كه خدا او را بر آن كیفیت سرشته است و آفریده است و از او توقّع آن را دارد كه آن هم از ناحیه خدا است، باید به همان كیفیت عمل كند، باید به همان كیفیت راه رفت، خدا انسان را با این خصوصیات خلق كرده، دارای این مزاج است، دارای این مشامّ است، دارای این اعضاء است و دارای این سلیقه است و دارای این فطرت و سرشت است و این انسان با این كیفیت و با این خصوصیت یك مطلبی را زیبا میبیند و زیبا میپسندد و این را هم خدا قرار داده است، این را هم خدا قرار داده زیبا دیدن و زیبا پسندیدن یكی از غرایز الهی است.
إنّ اللَه جَمِیلٌ وَ یحِبُّ الجَمَالَ خدا انسان را به این كیفیت خلق كرده، خدا ما را به حیثی قرار داده كه از یك گل زیبا لذّت ببریم، از یك رایحهای كه از یك گل برمیخیزد خدا ما را در این وضعیت قرار داده كه لذت ببریم، در عین حال خدا خلق دیگری هم دارد، موجود دیگری هم دارد كه از بعضی از روائح دیگر لذّت میبرد، خب به ما چه مربوط است؟ كركس حیوانی است مردار خوار و هر چه آن مردار متعفّنتر باشد برای او لذیذتر است، خب كركس به بنده چه مربوط است؟ حیوانات دیگری هستند به همین كیفیت و این یك مطلبی است كه خیلی مسئله مسئله مهمّی است و به خیلی از جاها برمیخورد به خیلی از جاها میرسد، به مسائل فرهنگی و به ارزشهایی كه ما برای خود انتخاب كردیم این قضیه به آنها میخورد و این رشته به آنها میرسد و این به آن جاها ختم میشود كه چطور یك انسانی را كه خدا (این مسئله را اگر خدا انشاءاللَه اگر توفیق بدهد در كتاب ارتداد در اسلام به آن میپردازم، جایش آن جا است) كه چطور یك فرهنگ خدادادی و یك فطرت خدادادی و یك سلیقه خدادادی و یك غریزه خدادادی كه جمال را به آن فطرت خدا دادی، كما هو هو مشاهده میكند و كمال را بر اساس فطرت خدادادی كما هو هو مشاهده میكند و زیبایی را آن طور میبیند كه خدا برای او ترسیم كرده و جلوه رحمانی رحمانیت را به همان كیفیت میبیند كه خدا در فطرت او سرشته و قرار داده این انسان در فرهنگ دیگری قرار بگیرد و در جو دیگری رشد كند و در فضاء غیر مناسب با فطرت رشد كند زیبایی را غیر زیبا میبیند خیلی عجیب است.

