اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ

0

ستّاریّت پروردگار نسبت به گناهان بندگان. ضعف و نیاز مطلق انسان در لحظۀ مرگ. وضعیّت انسان در وقت احتضار. معنای سکرات. شروع قیامت با ورود در عالم برزخ. بی‌فایده بودن اعتباریّات عالم مادّه بعد از مرگ. توصیف وضعیّت میّت در هنگام غسل دادن. توصیف وضعیّت میّت در هنگام تشییع. محال بودن رجوع به دنیا بعد از مرگ. توصیف انقطاع روح میّت به پروردگار در هنگام تشییع. حال غربت و تنهایی میّت در قبر. قبر، خانۀ جدیدی که باید وسایلش را از پیش فرستاد. تقوا و عمل صالح، مأمور آبادی خانۀ آخرت. عدم امکان کوچ از منزل آخرت و فعلیّت به منزل دیگر. ذات پروردگار، تنها انیس موحّدین در عالم قبر. تفسیر توحیدی فقرۀ: «حَتَّی لا أستَأنِسَ بِغَیرِک». هلاکت، ثمرۀ اتّکاء بر نفس. حرکت به سوی حق، ثمرۀ اتّکاء بر پروردگار. تمسّک به رحمت پروردگار، یگانه راه نجات از لغزش‌گاه‌ها. عنایت پروردگار، تنها ملجأ انسان در عالم قبر. نیاز انسان به نفَس‌های جان‌پرور حق، در کُربات عالم قبر. منحصر بودن راه و نیاز ما به سوی پروردگار. معنای «أجل» در عبارت حضرت. داستان عاقبت سلطان جائر به نقل از مرحوم انصاری رضوان اللَه علیه. لزوم آمادگی انسان برای مرگ. منحصر بودن امید و رجاءِ انسان در پروردگار. خوف حضرت سجّاد علیه السّلام از چیست؟. امید به عفو. اعطاءِ قابلیّت از جانب خدا. وسوسۀ شیطان: «سیر راه خدا مال افرادی است که قابلیّت داشته باشند». علّت اجابت دعای مضطر. نحوۀ معرّفی اسم أعظم، توسّط امام علیه السّلام. شخص مضطر و منقطع، خوب می‌فهمد که مستحق نیست. معنای «أهلُ التَّقویٰ و أهلُ المَغفرة» در عبارت حضرت. خصوصیّات لباس و خلعتی که خدا بر تن انسان می کند. تذکّراتی پیرامون شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان.

وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ

3
  • وضعیّت انسان در وقت احتضار

  • امّا در آن‌وقت که آخرین ساعت از ساعات دنیاست و اوّلین ساعت از ساعات آخرت است و تمام سرمایه‌هایی را که تو به ما دادی پس گرفتی و مانند آفتاب بر ما روشن شد که از خود قدرتی و دانشی و حیاتی نداشتیم و پرتو جمال رویِ تو بود که اشعه‌ای بر این پیکر خاکی انداخت و او را دارای شعور و حیات و قدرت کرد، و در آن لحظه که همه را پس گرفتی و ما خود را ساعت به ساعت و لحظه‌به‌لحظه رو به فنا می‌بینیم و رو به از دست دادن همان چیزهایی را که به ما دادی، تا به آن نقطه‌ای که همه چیز از دست برود و هیچ باقی نماند، قدرتی را که به ما دادی و او را در قوس صعود بالا بردی و به مرحلۀ أشُدّ: ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ﴾،1 تا به مرحلۀ کمال قدرت رساندی و به نقطۀ اوج از قدرت رهبری کردی، آن قدرت در قوس نزول افتاد و روز‌به‌روز و درجه‌به‌درجه آمد تا اینکه تمام قدرت از دست رفت و من که در دنیا کارها می‌کردم، راه‌ها می‌رفتم، برّ و بحر می‌پیمودم، در آسمان و زمین حرکت می‌کردم و پرواز می‌کردم و حمل أثقال و أعباء می‌نمودم، و حالا قوّت من به درجه‌ای رسیده که در این فراش و بستر نمی‌توانم خودم را حرکت بدهم و اگر بخواهم از این پهلو به آن پهلو بشوم باید صدا کنم یا اشاره کنم «أیدِی أحِبَّتی»، دو دست‌های دوستان و أقربا بیایند و مرا تکان بدهند.

  • معنای سکرات

  • خدایا من در این حال، خیلی احتیاج به رحمت دارم! زیرا که رحمت تو بر مساکین و آن افرادی که نیازمندند جاری می‌شود، و می‌دانی که در آن حال من خیلی احتیاج به رحمت دارم! در آن حال، قدرت از من گرفته شده، علم گرفته شده، سکراتِ موت آن‌طور مرا پیچانده و نگران کرده که اسمش را سکرات گذاشتند، یعنی حالت مدهوشی و مستی؛ آن‌قدر سنگین است که انسان ادراکات خود را از دست می‌دهد و مثل آدم مجنون کارهایی می‌کند که عقلا نمی‌کنند. ضربات فکری، خاطرات عمر گذشته و اعمالی که انجام داده و خاطراتی که در پیش دارد و به عوالمی که می‌خواهد حرکت کند و برای آنها اندوخته‌ای نکرده، احبّه و دوستانی که در عمر با آنها طرح رفاقت و دوستی باز کرده و الآن همۀ آنها را در آستانۀ فراق می‌نگرد، زحماتی که در دنیا کشیده و آثاری که از خود باقی گذاشته، عمری که برای پیدایش آنها تلف کرده، می‌بیند که الآن در مقابل دیدگان خود از همۀ آنها باید وداع کند و برود. هموم و غموم آن‌قدر از اطراف و اکناف به او هجوم می‌آورد تا اینکه تو را به حالت دیوانه و مست و مدهوش درمی‌آورد؛ و می‌گویند: حالت سکرات.

    1. سوره احقاف (٤٦) آیه ١٥.