وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
14«و إلَیٰ مَنِ الفِرارُ مِنَ الذُّنوبِ إذا انقَضَیٰ أجَلی؛ از این گناهانم به سوی چه کسی فرار کنم اگر این مهلت تمام بشود و بگویند: بسم اللَه! بفرما؟!»
منحصر بودن امید و رجاءِ انسان در پروردگار
سَیِّدی لا تُعَذِّبنی و أنا أرجوکَ!
خلاصۀ مطلب، آقای من تو هستی! ما آقای خودمان را منحصر کردیم به یکی! یک غلامی هستیم، یک بنده داریم و یک آقا! نه دوتا آقا! «إلیٰ من یفزَع العبد إلّا إلیٰ مولاه؟!»1 سابقاً اینطور فرمود دیگر؛ عبد و بنده اگر یک مصیبتی به او وارد بشود، به چه کسی پناه میبرد؟ به سوی مولای خودش! بچّه، خودش را به دامان پدر میاندازد، به دامان مادر میاندازد وقتی که گزندی به او برسد که سراغ زنپدر نمیرود، سراغ هووی مادرش که نمیرود، او دشمنش است؛ سراغ مادر میآید!
سَیِّدی لا تُعَذِّبنی و أنا أرجوکَ! «ای آقای من! خدای من فقط تو هستی! من درحالتیکه تمام امید خودم را منحصر در تو کردم و من امید به تو دارم (امید به لقاءِ تو دارم، امید به جمال تو دارم، امید به اُنس با تو دارم، امید در فنای درگاهت دارم)، تو مرا نا امید مکن! مرا عذاب نکن! دور نینداز! مرا از این امیدم سلب نکن! امید مرا به یأس و نا امیدی مبدّل نکن!»
إلَهٰی حَقِّق رَجائی!
«امید مرا و رجاءِ مرا استوار کن! محقّق کن! محکمش کن (نهاینکه شُل و رهایش کن)!»
خوف حضرت سجّاد علیه السّلام از چیست؟
وَ آمِن خَوفی!
«این خوفی که من دارم (که مبادا به تو نرسم و در میان قبر با تو تنها اُنس نگیرم و در آن منزلِ غربت، به غیر تو مأنوس باشم، من از این خوف دارم) از این خوف مرا در امنیّت بیاور! در امان بیاور (این خوف را از من بِزُدا! دور کن! در نتیجه، خودت بیا پیش من؛ وقتی خود پیش من آمدی و وعده دادی که غیر از خودت نیاید، دیگر من در ایمنی میآیم)!»
امید به عفو
- مصباح المتهجد، ج ٢، ص ٥٩٠: إلی مَن یَذهب العبدُ الاّ إلی مولاه.

