وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
12«ای آقای من، ای سیّد من! برای من کیست؟ هیچکس! چه کسی به من رحم میکند اگر تو به من رحم نکنی؟! و من فضل و عنایت چه کسی را آرزو کنم و امید داشته باشم اگر تو در روز فاقه و فقر، آن فضل و کَرمت را از من بِبُری؟! من سراغ چه کسی بروم از فضل چه کسی تقاضا کنم؟! سیمای خود را متوجّه کدام معدن کَرم و فضلی بنمایم و از او درخواست کنم؟! کجا؟!»
[آیا] فرض میشود که غیر از فضل تو فضلی باشد، غیر از کَرم تو کرمی باشد؟! پس راه من یکسره به سوی توست و من که از تو تقاضا میکنم چون میدانم غیر از تو کسی نیست!
معنای «أجل» در عبارت حضرت
وَ إلَیٰ مَنِ الفِرارُ مِنَ الذُّنوبِ إذا انقَضیٰ أجَلی؛ «اگر این أجل من، مرگ من برسد و زمان مهلت من در دنیا بهسر آید، من از گناهان خود به سوی چه کسی فرار کنم؟!»
أجَل به معنای مدّت است؛ مدّت عمر انسان را أجل میگویند، یعنی: از اوّل تا به آخر. یک معنی أجَل هم نهایت أجل است، یعنی: آن سرآمد مدّت است، رأسالمدّة، آن را هم أجل میگویند. پس أجل به تمام مدت عمر میگویند و آخرین نقطۀ حیات و زندگی که همان زمانی است که انسان از دنیا میخواهد برود و ارتحال کند، به آن هم أجل میگویند.
در اینجا مقصود حضرت، همان مدّت مهلتی است که در عمر به انسان داده میشود؛ «إذا انقَضَی أجَلی» زمانی که این أجل منقضی میشود، یعنی مهلت تمام میشود؛ مهلت تمام شد و من خودم را پاک نکردم، مهلت تمام شد و گناهان با من هست و من باید با این گناهان حرکت کنم و این گناهان با من معیّت پیدا میکند؛ من باید گناهان را بریزم! به چه کسی التماس کنم که: بیا کمک کن و این بار را از دوش من بردار و این گناهان را از شانۀ من بریز! من میخواهم سفر کنم، سفر من خطردار است، من با این بارها اگر بروم در هر لحظه دچار آفت هستم! به چه کسی التماس کنم؟! چه کسی میتواند در آنوقت به من مددی کند؟! هیچکس بهدرد کسی نمیرسد؛ از هیچ کس برنمیآید!

