وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
17معنای «أهلُ التَّقویٰ و أهلُ المَغفرة» در عبارت حضرت
أنتَ أهلُ التَّقوی و أهلُ المَغفِرَةِ! «تو اهلیّت داری برای دادن و افاضه؛ نه استحقاق من!»
«سَیِّدی! أنا أسألُکَ ما لا أستَحِقُّ؛ من سؤال میکنم چیزهایی را که اصلاً مستحق نیستم!» «و أنتَ أهلُ التَّقوی؛ تو اهل تقوا هستی! اهل مصونیّت هستی!» میتوانی بندگان را در عصمت خود دربیاوری و از تمام گزندها و آفات، حتّی آفات شیطان و نفس امّاره، آنها را مصون بداری! و اهل آمرزشی! هزار گناه میبینی و روی آنها پرده میکشی!
فاغْفِر لی؛ « مرا هم بیامرز!»
خصوصیّات لباس و خلعتی که خدا بر تن انسان می کند
وَ ألبِسنی مِن نَظَرِکَ ثَوبًا یُغَطّی عَلَیَّ التَّبِعاتِ! «یک لباسی میخواهم تن من کنی [که] خیلی خوب باشد! یک جامهای به من بدهی، یک خلعتی به من بدهی که این خلعت قیمتی باشد!»
خلعت، به معنای جامه است دیگر؛ میگویند: یک جامه خلعت داد! خلعت اصلاً به معنی جامه است؛ مُخلّع به خِلَع غفران شد، یعنی: لباسی از غفران آوردند و تن او کردند. میخواهم به آنها یک خلعت بدهی، یک جایزه بدهی، یک لباس بدهی! امّا لباس کتان و ابریشم و نایلون و از این چیزها خوب نیست؛ بهخصوص که اگر شکلش هم شکل اروپایی باشد و از عالَم غرب آورده باشند که این بوی تعفنش اصلاً مشام انسان را گیج میکند! در روایت داریم که: مسلمانها میخوابند، صبح بلند میشوند یک باد زردی از طرف مغربزمین میآید و همه را مریض میکند! یک لباسی به ما بده که همۀ بدن ما را بپوشاند، دستمان، پایمان، سرمان، تا پایین؛ همۀ بدن را بپوشاند! و این خلعت، خیلی عالی باشد، روی بدن ما را بپوشاند، داخلش را هم بپوشاند، گناهان را هم بسوزد، حال فرح و شادی هم به ما بدهد، سیرابمان هم بکند، سیرمان هم بکند، علممان را هم بالا ببرد، قدرتمان را هم بالا ببرد! یکهمچنین لباسی شما دیدید که آدم کثیف تنش بکند، این مرضش را خوب کند، سودایش را خوب کند، پیسی و جذامش را خوب کند، اگر افلیج است پایش را خوب کند، اگر نابیناست چشمش را خوب کند، اگر دیوانه است عقلش بدهد، گرسنه است سیرش کند، تشنه است سیرابش کند، شقی است سعیدش کند، دوزخی است بهشتیاش کند، گناهکار است لباس، همۀ گناهانش را دور میریزد؛ این لباسها پیش خدا هست، در حرم خدا از این لباسها هست! اگر نباشد، پس چه آنجا هست؟! در حرم خدا که کراوات پیدا نمیشود؛ آن صلیب است و مال نصاریٰ است [که] میاندازند گردن خودشان، و مبارک باشد برای کسانی که تابع این مکتبها هستند! و امّا آن لباسهایی که از پیش خدا میآید و تمام وجود انسان را تبدیل به سپر میکند. یک دواهایی هست که سابقاً میساختند، ساختن آن هم خیلی مشکل است! میگویند وقتی انسان بخورد تمام میکروبها و تمام مرضها را از بدن بیرون میبرد؛ اسمش تریاق فاروق است. پانصد قلم است از دواها و گیاهان و ریشههای درختها؛ مثلاً یکی از قلمهایش استخوان ستون فقرات افعی است که باید به مقدار خاصّی کوبیده بشود و در این ریخته بشود. و لذا درست کردنش کار آسانی نیست. بعد، این سیصد، چهارصد قلم را میگیرند و میکوبند و حَبهایی درست میکنند. میگویند وقتی که انسان بدنش مسموم است، یکی از آن حبها میخورد، یک حال نشاطی دست میدهد و کأنّه بدنش هیچ مسموم نبوده است.1 خُب وقتی از این قرصها در این دنیا پیدا بشود، در دکان خدا پیدا نمیشود؟! از آن لباسهای مغفرت، تمیز، خوب، نظیف، بیاورد و تن انسان بکند! حضرت سجّاد ماشاءاللَه همّت دارد!
- رجوع شود به لغتنامه دهخدا، واژه «تریاق فاروق».

