وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
11نیاز انسان به نفَسهای جانپرور حق، در کُربات عالم قبر
وَ إلَیٰ مَن ألتَجِئُ إن لَم تُنَفِّس کُربَتی؟!
«اگر تو از آن غصّه و اندوه که جان مرا دارد میگیرد و مرا دارد خفه میکند، به من نفَس تازه ندهی، من به چه کسی پناه ببرم؟!»
این نَفَّسَ یُنَفِّسُ خیلی جملۀ عجیبی است! کُربة: به معنی غم و غصّه است؛ آن غم و غصّهای که انسان را میگیرد و چهبسا ممکن است گلوگیر بشود و انسان را خفه کند.
میگویند بعضیها که زیاد میترسند، از شدّت ترس، ریه بالا میکِشَد به سمت گلو و خفهشان میکند. افرادی که زیاد میترسند، میمیرند. بعضیها ممکن است که از ترس، زهرهشان بترکد؛ بعضیها نه، اصلاً یک حالی پیدا میشود که این ریه میکِشَد به گلو و گلو را خفه میکند! در این حال، کپسول اکسیژن لازم است دیگر که به انسان نفَس بدهند. آدمی که غرق شده یا اینکه در آستان خفگی است و به او مادّۀ حیاتی نرسیده و بدن دارد میمیرد، باید به او نفَس بدهند، از آن مادّههای حیاتی بدهند تا دومرتبه زنده بشود.
«تُنَفِّسُ» یعنی: روح مرا زنده کنی، از آن کُربَت و غم بیرون بیاوری بهواسطۀ آن نفَسهای جانپروری که از عالَم غیبت برای افرادی که در آستان مرگ و هلاکتند میفرستی!
اگر تو در آن خوابگاه به غصّه و کرب من از این تنفّسهایی که از عالَم قُدست میفرستی و زنده میکند، به من ندهی و مرا زنده نکنی، من که دارم آنجا خفه میشوم از مهجوریّت و غربت تو، من در آنجا به چه کسی التجاء کنم؟! به چه کسی بگویم؟! در میان قبر که تنها هستم، چهقِسم فریاد کنم؟! چه کسی را صدا کنم؟! به چه کسی پناهنده بشوم؟! به چه کسی التجاء کنم؟!
منحصر بودن راه و نیاز ما به سوی پروردگار
سَیِّدی مَن لی و مَن یَرحَمُنی إن لَم تَرحَمنی و فَضلَ مَن أُؤَمِّلُ إن عَدِمتُ فَضلَکَ یَومَ فاقَتی و إلَی مَنِ الفِرارُ مِنَ الذُّنوبِ إذا انقَضَیٰ أجَلی.

